{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر زحمتکش در دمای بالای چهل درجه سخت مشغول کار کردن بود

پدر زحمتکش در دمای بالای چهل درجه سخت مشغول کار کردن بود و پسر 26 ساله اش بی توجه، غرق در فیسبوک، این پست را گذاشت:
"سلامتی همه ی پدرها..."!
مادر از پنج صبح بیدار شده بود و مشغول کار های خانه ولی دخترش ساعت دوازده ظهر از خواب بیدار شد و چند ساعت بعد در فیس بوک پست گذاشت: "همه ی هستی ام مادر..."

در همان لحظه مادر وارد اتاق دختر شد. دختر داد زد: هزار بار بهت گفتم بی اجازه نیا تو اتاقم، نمی فهمی؟؟؟ راستی، پست دختر کلی لایک خورد...!

هیچ فکر کرده ایم که شعار هایمان در دنیای مجازی، چقدر، به رفتارمان در دنیای واقعی شباهت دارد؟؟؟
دیدگاه ها (۱۰)

🦢 پارت بیست‌وهفتم | رازی که نباید فاش می‌شدصبح روز بعد، لیان...

مربی موتور سوار

[•] عمارت عشق [•] part: 14با اولین پرتو های نور چشماشو باز ک...

★彡   Part 30 彡★ ( رینا ) زانو هام رو داخل بغلم گرفتم. پتو رو...

#ارباب‌سنگدل #پارت_5ویوی ا.ت : صبح با ضربه ای به سرم. از خ...

#Thelast_Two#Hyunlixxولی یهو یه زن که بهش می‌خورد امگا باشه ...

p15

پارت: 4 (بخش1) **زاویه دید: زین**نورِ آبی‌رنگ و زننده‌ی صفحه...

.....پارت هجدهم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط