My lovely idol
✿My lovely idol✿ 2
✯part:³⁴
چند روز گذشت و جونگکوک میخواست با اعضا دور هم جمع بشن حسابی حاضر شد
جونگکوک: پرنسس تو نمیای؟
هیونا: کجا؟
جونگکوک: دور همی با اعضا دیگه
هیونا: آها نه برین خوش باشید مراقب خودشونم باشید
جونگکوک: مراقب باش حوصله آن هم سر رفت بگو به کمپانی بگن ماشین بفرستم دنبالت در هم برای غریبه ها...
هیونا: جونگکوک باشه بچه کوچولو نیستم که برو قربونت بشم
جونگکوک: ولی بیای خیالم راحت تره
هیونا: نگران چیزی نباش برو خوش بگذره بهتون
جونگکوک: باشه
جونگکوک اومد سمت هیونا و بوسه ای روی سرش گذاشت
جونگکوک: من رفتم خدافظیییی
هیونا با لبخند خداحافظی کرد و جونگکوک سمت خونه نامجون حرکت کردن وقتی وارد خونه شد اعضای کمپانی هم بودن با اعضا سلام و علیک کرد و نشست
جونگکوک: بازم برنامه؟
نامجون: آره آرمی دلش برامون تنگ شده بود
جونگکوک: عالیههه
جیهوپ: هیونا کو؟
جونگکوک: نیومد یعنی نه که دلش نخواد ولی فقط چون خیلی وقت بود مثل قبل پیش همدیگه باشیم نخواست مزاحم باشه
جیمین: اون دیگه جزوی از ماست
شوگا: آره
اعضا شروع کردن به خوردن و نوشیدن و بعد از کلی اسرار جونگکوک زنگ زد به هیونا و گوشی رو روی بلند گو گذاشت
هیونا: جانم؟
جونگکوک: پرنسس بلند شو بیا اینجا
هیونا: چی؟
جونگکوک: به من ربطی نداره بچه ها میخوان
چهیوپ: ارههه هیونا بیااا
جیمین: هیوناااا منتظریمممم
شوگا: زود بیا
نامجون: بیا مراقب خودت هم باش
هیونا: باشهههه چشممم اومدممم
جونگکوک: من گفتم نیومدی تا اعضا گفتن میخوای بیای
هیونا: نه خب نمیخواستم مزاحم بشم (با خنده)
جونگکوک: آماده شو خودم میام دنبالت
هیونا: باش مرسیییی
جونگکوک گوشی رو قطع کرد و یکم کم بلند شد
جیهوپ: منم میام
جونگکوک: تو کجا؟
جیهوپ: دارم مست میشم یه بادی به کله ام بخوره
جونگکوک جلوی دوربین نمیتونست چیزی بگه پس سکوت کرد جونگکوک و جیهوپ باهم سوار ماشین شدم و راه افتادن
جیهوپ: خب رابطه شما چطور پیش میره؟
جونگکوک: تعریفه رسانه و آرمی ها برات کافی نیست؟
جیهوپ: واقعا اینطوره؟
جونگکوک: پس چی؟ من یه هیولاهم که هیونا رو شکنجه میکنم؟
جهوپ: من اینو نگفتم
ヘ( ̄ω ̄ヘ)
بازم پارت بزارمم؟
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #جیهوپ #هیونا #داستان #بهترین #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #بهترین_فالوورای_دنیا #BTS
✯part:³⁴
چند روز گذشت و جونگکوک میخواست با اعضا دور هم جمع بشن حسابی حاضر شد
جونگکوک: پرنسس تو نمیای؟
هیونا: کجا؟
جونگکوک: دور همی با اعضا دیگه
هیونا: آها نه برین خوش باشید مراقب خودشونم باشید
جونگکوک: مراقب باش حوصله آن هم سر رفت بگو به کمپانی بگن ماشین بفرستم دنبالت در هم برای غریبه ها...
هیونا: جونگکوک باشه بچه کوچولو نیستم که برو قربونت بشم
جونگکوک: ولی بیای خیالم راحت تره
هیونا: نگران چیزی نباش برو خوش بگذره بهتون
جونگکوک: باشه
جونگکوک اومد سمت هیونا و بوسه ای روی سرش گذاشت
جونگکوک: من رفتم خدافظیییی
هیونا با لبخند خداحافظی کرد و جونگکوک سمت خونه نامجون حرکت کردن وقتی وارد خونه شد اعضای کمپانی هم بودن با اعضا سلام و علیک کرد و نشست
جونگکوک: بازم برنامه؟
نامجون: آره آرمی دلش برامون تنگ شده بود
جونگکوک: عالیههه
جیهوپ: هیونا کو؟
جونگکوک: نیومد یعنی نه که دلش نخواد ولی فقط چون خیلی وقت بود مثل قبل پیش همدیگه باشیم نخواست مزاحم باشه
جیمین: اون دیگه جزوی از ماست
شوگا: آره
اعضا شروع کردن به خوردن و نوشیدن و بعد از کلی اسرار جونگکوک زنگ زد به هیونا و گوشی رو روی بلند گو گذاشت
هیونا: جانم؟
جونگکوک: پرنسس بلند شو بیا اینجا
هیونا: چی؟
جونگکوک: به من ربطی نداره بچه ها میخوان
چهیوپ: ارههه هیونا بیااا
جیمین: هیوناااا منتظریمممم
شوگا: زود بیا
نامجون: بیا مراقب خودت هم باش
هیونا: باشهههه چشممم اومدممم
جونگکوک: من گفتم نیومدی تا اعضا گفتن میخوای بیای
هیونا: نه خب نمیخواستم مزاحم بشم (با خنده)
جونگکوک: آماده شو خودم میام دنبالت
هیونا: باش مرسیییی
جونگکوک گوشی رو قطع کرد و یکم کم بلند شد
جیهوپ: منم میام
جونگکوک: تو کجا؟
جیهوپ: دارم مست میشم یه بادی به کله ام بخوره
جونگکوک جلوی دوربین نمیتونست چیزی بگه پس سکوت کرد جونگکوک و جیهوپ باهم سوار ماشین شدم و راه افتادن
جیهوپ: خب رابطه شما چطور پیش میره؟
جونگکوک: تعریفه رسانه و آرمی ها برات کافی نیست؟
جیهوپ: واقعا اینطوره؟
جونگکوک: پس چی؟ من یه هیولاهم که هیونا رو شکنجه میکنم؟
جهوپ: من اینو نگفتم
ヘ( ̄ω ̄ヘ)
بازم پارت بزارمم؟
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #جیهوپ #هیونا #داستان #بهترین #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #بهترین_فالوورای_دنیا #BTS
- ۱.۹k
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط