{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی چشمانم را پرده بلوری اشک می پوشاند

وقتی چشمانم را پرده بلوری اشک می پوشاند
دنیاجلو دیدگانم لرزان وتار می شود درست مثل روزگارم
وباز سکوت
سکوت در برابر تمام نامردیهای تو
میبینم که چگونه تقاص کارهایت را به دنیا پس میدهی
چشمانم را در سکوت نظاره میکن
من پاسخت را به دنیا میسپارم
دیدگاه ها (۲)

غمگینم مثل گلهای پرپرشده داخل گلدان که نه ریشه ای برای ماندن...

دستانت را به من بده لمس دستانت آرزوی من است* ای عشق

من باشم و توباشی و دریا چشمانم عشق را ازچشمانت بخواند و لبان...

زندگی باید کرد... گاه با تلخی راه گاه با یک گل سرخ گاه با ...

داستان عاشقانه جدید

P11جئون وارد سالن شد.همه سرها پایین رفت.— ارباب.صدای قدم‌های...

Destiny part 17

پارت هشت

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

فیک تهکوک وارث زار

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۷: سایه‌هایِ خونینصبحِ روزِ بعد،...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۲: پیام مخفیصبح داخل قصر…نور ملایم آفتاب ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط