پارت آخر
پارت آخر
(پنج سال بعد)
ا.ت:کوکییییییی
کوک:جانمممم
ا.ت:شینو داره شیرموزاتو میخورع
کوک:چییییییییییی
کوک سریع امد تو حال
کوک:ا.ت ایسگام کردی
و با ا.ت مواجه شد که داره میمیره از خنده
خوب ما جرا اینه که کوک و ا.ت بعد دوسال ازدواج کردن و بعد از یک سال بچه دار شدن اسم دخترشون شینو عه و ۲ سالشه انا زندگی خوبی داشتن اما پدر و مادر کوک هنوزم مخالف این ازدواج بودن
ا.ت:کوکیم
کوک:جانم
ا.ت:کی با تو بود
کوک:پس با کی بودی
ا.ت:با کوکیام بودم
کوک:ا.ت داری با کوکیا حرف میزنی؟
ا.ت: اره مشکلش چیههه(قیافه کیوت)
کوک: خدا شفات بده
شینو:(خنده)....،،،(قه قهه همون خنده ی شدید)
کوک:چه خنده های قشنگی داره
ا.ت:بچم به خودم رفته
کوک:نه به من رفته
ا.ت:من
کوک:مننن
ا.ت،کوک:منننننن
و تا اخر زندگی خوبی رو باهم داشتن
″پایان″
نویسنده پکی
(پنج سال بعد)
ا.ت:کوکییییییی
کوک:جانمممم
ا.ت:شینو داره شیرموزاتو میخورع
کوک:چییییییییییی
کوک سریع امد تو حال
کوک:ا.ت ایسگام کردی
و با ا.ت مواجه شد که داره میمیره از خنده
خوب ما جرا اینه که کوک و ا.ت بعد دوسال ازدواج کردن و بعد از یک سال بچه دار شدن اسم دخترشون شینو عه و ۲ سالشه انا زندگی خوبی داشتن اما پدر و مادر کوک هنوزم مخالف این ازدواج بودن
ا.ت:کوکیم
کوک:جانم
ا.ت:کی با تو بود
کوک:پس با کی بودی
ا.ت:با کوکیام بودم
کوک:ا.ت داری با کوکیا حرف میزنی؟
ا.ت: اره مشکلش چیههه(قیافه کیوت)
کوک: خدا شفات بده
شینو:(خنده)....،،،(قه قهه همون خنده ی شدید)
کوک:چه خنده های قشنگی داره
ا.ت:بچم به خودم رفته
کوک:نه به من رفته
ا.ت:من
کوک:مننن
ا.ت،کوک:منننننن
و تا اخر زندگی خوبی رو باهم داشتن
″پایان″
نویسنده پکی
۳۱.۵k
۱۱ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۸)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.