{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهی کشیدم از دلم ای کاش بودی

آهی کشیدم از دلم ای کاش بودی
آتش گرفته منزلم ای کاش بودی
دریا درون دیده ی من موج میزد
دریا کنار ساحلم ای کاش بودی
من بودم و مرداب و ماه و مرغ و ماهی
در نیمه شب نور دلم ای کاش بودی
سخت است تنها بودن و بی تو نبودن
همراه و حل مشکلم ای کاش بودی
دیگر نفس بالا نمی آید که بی تو
دلتنگم و ناقابلم ای کاش بودی
تاب و توانم رفته بی صبر و تحمل
پائیز آمد منزلم ای کاش بودی
رفتی بهار من چرا این کوچه سرد است ؟
در فصل زرد فاصلم ای کاش بودی
دیدگاه ها (۱۷)

بار دیگر شد نصیبم حسرت دیدار توناله ها دارد ز دستت ع...

می روم به کجا نمیدانمحس بدی ست بی مقصدی!کاش نه باران بند می ...

ساقے امشب منم و راهِ شب و دستِ نیازبا ، دو پیمانه ، از آن تل...

در دلم عشق تو مے ماند و من مے میرمعاقبت از غم تو ره به جنون ...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط