ساقے امشب منم و راهِ شب و دستِ نیاز

ساقے امشب منم و راهِ شب و دستِ نیاز
با ، دو پیمانه ، از آن تلخ، مرا باز بساز
در خودم، گُم شده ام،تا ڪه بجوُیَم خود را
خُمِ مَے را به سَرم ریز و به راهم انداز
واے از این خاطرِ آزرده،که تسڪین نگرفت
داد و بیداد، ڪه آن رفته، نمے آید باز
دستِ شوریده شناسی،دلِ ما را ننواخت
دستِ لطفے تو برون آور و ما را بنواز
دَر چه شب ها، ڪه نبودے و به یادت بودیم
من و دل، با همه ے بارِ غم و شیب و فراز
راستی،چیزی از آن دوره، به یادت مانده است؟
مانده در یادِ تو، یک حرف از آن راز و نیاز؟
یاغی و خانه ے از عشق تُهے مے دانند
حالِ تنهائے و دلتنگیِ شب هاے دراز
دیدگاه ها (۵)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

اتاقی که وجود نداشت(part3)روزهای بعد، خانه دیگر به اندازه‌ی ...

پارت دهم (پارت آخر): «روی لبه‌ی آتش، رقص تا به آخر»مه غلیظی ...

🍷 Red Wineپارت ۲۳ — حقیقت نیمه‌کارهصدای موتور ماشین در جاده‌...

آن‌ها دوباره شروع به حرف زدن کردند، اما این بار یاد گرفتند ک...

#داستانڪ حکایتی هست که می‌گوید:خواجه شمس‌الدین محمد؛ شاگرد ن...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

چند پارتیپارت۵جونگکوک صندلی را برایِ او عقب کشید. وقتی نشستن...

007-پنهان در مه - پارت ۸۵

🖤 OBSESSION | وسواس پارت پانزدهم: خط قرمزالارا به عکس خیره م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط