{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم

‏یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم

گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز
فرمان برمت جانا بنشینم و برخیزم
دیدگاه ها (۰)

اگر مراد تو ای دوست بی‌مرادی ماستمراد خويش دگرباره من نخواهم...

ای خوشا ظهری ڪه ما معشوق را مهمان ڪنیمدیده از روے نگارینش نگ...

جایی که شمع رخشان ناگاه بر فروزندپروانه چون نسوزد کش سوختن ی...

ای دل شکایت‌ها مکن تا نشنود دلدار منای دل نمی‌ترسی مگر از یا...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم / دل بر عبور از سد خار و خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط