{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دل شکایت‌ها مکن تا نشنود دلدار من

ای دل شکایت‌ها مکن تا نشنود دلدار من
ای دل نمی‌ترسی مگر از یار بی‌زنهار من

ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون من
نشنیده‌ای شب تا سحر آن ناله‌های زار من

اندازه خود را بدان نامی مبر زین گلستان
این بس نباشد خود تو را کاگه شوی از خار من

یادت نمی‌آید که او می کرد روزی گفت گو
می گفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من

چون مهر دیدم رای او افتادم اندر پای او
گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یار من
دیدگاه ها (۰)

جایی که شمع رخشان ناگاه بر فروزندپروانه چون نسوزد کش سوختن ی...

‏یک روز به شیدایی در زلف تو آویزمزان دو لب شیرینت صد شور برا...

برای عاشقت بودن شدم دیوانه" دیوانه!به اشعارم چه می‌بینی بجز ...

بگذر از شعر و غزل،هیچ مگو،رام توامبا من از عشق بگو،یوسف خوش ...

#معرفی_آهنگدرخت دوستی بنشان که کام دل به بار آردنهالِ دلبری ...

🌱🍒به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیربه رنج دل سزاوارم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط