عشق پنهان
#عشق پنهان
پارت ۱۱
یکی از دوست های جونگ کوک: «جونگکوک، هی! ا.ت تو هم که اینجایی چه خبر؟ خبرای خوب رو شنیدم مبارکه! شنیدم بالاخره قراره با وو بین بری زیر یه سقف، چه پسر خوبیه وو بین.»
جونگکوک یخ زد. منم همینطور.
اون دوستش ادامه داد: «ا.ت، تو چقدر خوش شانسی که وو بین اینقدر عاشقته که داره همه چیز رو سر و سامون میده. دیگه اون بچهبازیها رو کنار بذار.»
جونگکوک چشماش رو تنگ کرد و به من خیره شد. انگار دنیا روش خراب شده بود. اون فکر کرد این حرف داره از زبون من میاد، یعنی من دارم از وو بین به عنوان پوشش استفاده میکنم تا قضیه رو جمع کنه.
جونگ کوک: «ا.ت، این یعنی چی؟» ( با صدایی که به سختی کنترلش میکرد )
ا.ت: «جونگکوک، باور نکن! اونها اشتباه کردن! من...»
اما جونگکوک حرفم رو قطع کرد. «نه، من فکر کنم اشتباهی از طرف من شده. منو ببخش که فکر کردم هنوزم مهمه. برو با عشق و خوشی با وو بین ازدواج کن.»
و برگشت و رفت توی باشگاه. من موندم و یه دوست جونگکوک که داشت با تعجب نگام میکرد. داشتم جیغ میزدم، اما هیچ صدایی از گلوم در نمیاومد.
**سوءتفاهم کامل شده بود.** جونگکوک باور کرده بود که من با وو بین در رابطهام، و بزرگترین ضربه این بود که فکر میکرد این ماجرا رو خودم به همه گفتم.
---
ممنون میشم حمایتم کنید🎀✨️
پارت ۱۱
یکی از دوست های جونگ کوک: «جونگکوک، هی! ا.ت تو هم که اینجایی چه خبر؟ خبرای خوب رو شنیدم مبارکه! شنیدم بالاخره قراره با وو بین بری زیر یه سقف، چه پسر خوبیه وو بین.»
جونگکوک یخ زد. منم همینطور.
اون دوستش ادامه داد: «ا.ت، تو چقدر خوش شانسی که وو بین اینقدر عاشقته که داره همه چیز رو سر و سامون میده. دیگه اون بچهبازیها رو کنار بذار.»
جونگکوک چشماش رو تنگ کرد و به من خیره شد. انگار دنیا روش خراب شده بود. اون فکر کرد این حرف داره از زبون من میاد، یعنی من دارم از وو بین به عنوان پوشش استفاده میکنم تا قضیه رو جمع کنه.
جونگ کوک: «ا.ت، این یعنی چی؟» ( با صدایی که به سختی کنترلش میکرد )
ا.ت: «جونگکوک، باور نکن! اونها اشتباه کردن! من...»
اما جونگکوک حرفم رو قطع کرد. «نه، من فکر کنم اشتباهی از طرف من شده. منو ببخش که فکر کردم هنوزم مهمه. برو با عشق و خوشی با وو بین ازدواج کن.»
و برگشت و رفت توی باشگاه. من موندم و یه دوست جونگکوک که داشت با تعجب نگام میکرد. داشتم جیغ میزدم، اما هیچ صدایی از گلوم در نمیاومد.
**سوءتفاهم کامل شده بود.** جونگکوک باور کرده بود که من با وو بین در رابطهام، و بزرگترین ضربه این بود که فکر میکرد این ماجرا رو خودم به همه گفتم.
---
ممنون میشم حمایتم کنید🎀✨️
- ۲.۲k
- ۰۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط