{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیک عشقنفرت

نام فیک: عشق/نفرت
Part: 44
جواب داد=
+سلام
÷سلام خوبی؟ آ جین خوبه؟
+اره خوبه
÷از اتاق عمل اومده بیرون؟
+اره
÷اوردیش خونه بهم بگو با یونا بیایم پیشش
+باشه بهت خبر میدم
÷مراقب خودت باش
+باشه تو هم همینطور
÷خدافظ
+خدافظ*قطع کرد*
مارا رسید خونه و رفتش بالا. خیلی خسته بود تا دراز کشید روی تخت خوابش برد.
تهیونگ هم تمام قضیه رو برای مادرش توضیح داد. مادرش توی شک بود اولش قبول نمیکرد و میگفت که شاید آ جین بچه ی یکی دیگه باشه اما تهیونگ وقتی جواب ازمایش رو بهش نشون داد نظر مادرش عوض شد.
تهیونگ ظهر رفت و آ جین رو مرخص کرد ولی مارا رو نبرد.
مارا هم تا شب خوابید تا اینکه با حس گرسنگی از خواب بیدار شد..
وقتی به ساعت نگاه کرد تعجب کرد.
+آ جین ظهر مرخص باید میشد.*تعجب
سریع از اتاق رفت بیرون و از پله ها رفت پایین. با دیدن تهیونگ و آ جین که دارن تلوزیون میبینن و میخندن دلش اروم شد. رفت سمت دخترش و گفت:
+آ جین*اروم
€مامان*از روی پای تهیونگ بلند شد و رفت سمتش و بغلش کرد*
+بهتری؟
€اوهوم
مارا لبخند زد بهش اما طولی نکشید اون لبخند با نگاهای معنی دار تهیونگ از روی لبش پاک شد.سرش رو انداخت پایین و به سمت اشپزخونه رفت.
انگار که بقیه شامشون رو خورده بودن فقط مارا نخورده بود، اجوما براش غذا رو کشید گذاشت روی میز.
تهیونگ رفت پیش مارا و صندلی کناریش نشست و گفت:
_ناراحت نشو که صدات نکردیم، دیدم خیلی خسته ای دلم نیومد وگرنه قصد دیگه ای نداشتم..
+اگر قصد دیگه ای نداری بزار مثل قبلا پیش آ جین باشم
_گفتم نه*جدی
+تهیونگ چرا اینجوری میکنی؟
_مارا کارت اشتباه بوده بپذیر تاوانشم بده
+پس کار تو چی؟تو اشتباه نکردی؟
_منم کردم جبرانش میکنم ولی فعلا میخوام ازش دور باشی چون میخوام رابطش با من بهتر بشه و قبول کنه پدرش منم
+اون همین الانشم رابطش با تو خوبه فقط اگر بفهمه چند روزی شک میشه
_این دیگه به عهده ی خودته. فعلا که تازه عمل کرده چند روز دیگه
+خودم میدونم کی بهش بگم..
_باشه
+راستی یچیزی
+چی؟
+یونا و یون سوک میخوان آ جین رو ببین میخوان بیان اینجا یا اینکه من برم
_نخیر بگو بیان همینجا، شامم نگهشون دار
+هایجین رو میخوای چیکارش کنی
_هیچی
+هیچی؟ مطمئنی؟
_اره
+اخه رفتارات یچی دیگه میگن *از جاش بلند شد




ᰔᩚامیدوارم خوشتون بیادᰔᩚ


شرطا=
فالوور: ۱۷۲
دیدگاه ها (۴)

نام فیک: عشق/نفرتPart: 45_مارا*اخممارا بی اهمیت به تهیونگ رف...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 46☆نمیتونم اینجا بگم..._باشه پس بعدا ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 43تهیونگ و مارا رسیدن بیمارستان.وارد ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 42+یاااا تهیونگ منظورت چیه؟ *بلند شد ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 44جواب داد=+سلام÷سلام خوبی؟ آ جین خوب...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 31آ جین با دیدن تهیونگ سمتش رفت مارا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط