و عشق بود

و عشق بود،

و عشق بود،
آن حسِ مغشوشی
که در تاریکی ناگاه
محصورمان می کرد
و جذبمان می کرد
در انبوه سوزانِ
نفس ها و تپش ها
و تبسم های دزدانه

#فروغ_فرخزاد

✦ @foroogh_shamloo ✦
دیدگاه ها (۰)

### پارت چهارم: اتحاد در تاریکینفس‌های هر دو، مثل دود در فضا...

بچه ها بعضی حس‌ها نه گفتنی‌ان، نه نوشتنی… فقط یه گوشه از دل ...

😨 قیامت اینگونه شروع می‌شود👇🔊 و در صور دمیده شود، پس هر که د...

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

گاهی زندگی مثل روزی بارانی می‌ماند که هیچ چیز جز سرپناه موقت...

تو را به زبان ساده شعر دوست دارم.به زبان عاشقانه فارسی به آن...

چشمهای تو بهترین کتاب عاشقانه ی جهان است،سمفونی نُه بتهوون ن...

### پارت چهارم: فرار در مه و سرعتزوزه موتور توی خیابان‌های ب...

𓆩 پارت ۴۰ 𓆪 🖤🥀ماشین با سرعت در خیابان‌های خلوت حرکت می‌کرد.ا...

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط