really love
really love
part³²
+لیلی..جیمین براتون موچی خریده بیاید بردارید
-برام نمیاری شوهری؟
+باشه میارم(خنده)
جونگکوک رفت پایین و موچی هارو اورد
با لیانا موچی هارو خوردیم و یکم حرف زدیم و خوابیدیم
با صدای جونگکوک بیدار شدم..لیانا هم بالا سرم نشسته بود
-بله؟(خوابالود)
+برخیز خانوم کوچولو؟
-ولم کن شوهریییییی
لیانا:پاشو امشب مسابقه داری!
سریع از جام بلند شدم..جونگکوک رفت پایین..رفتم سرویس بهداشتی و کارای لازم رو انجام دادم
پشت میز صبحانه نشستم..لیانا برامون صبحونه درست کرده بود..بعد صبحانه ظرفارو جمع کردم و شستم..از توی آشپزخونه داد زدم
-شوهرییییییییی
+بلههههه
-بیاااااااااا
اومد کنارم وایساد و با چهره ی سوالی نگاهم کرد
-امشب مسابقه دارم،میای؟
گونمو بوسید
+معلومه!
رفت توی حال و منم کارمو تموم کردم و پیشش نشستم..از اونجایی که لیانا میخواست بره هتل،من میبردمش به هتل "ماه"
با لیانا رفتیم بالا تا اماده بشیم..یه میکاپ کم انجام دادم و یه شلوار کارگو قهوهای با تیشرت کرمی پوشیدم
باهم رفتیم پایین و لیانا از بچه ها خداحافظی کرد و توی ماشین نشستیم و به سمت هتل حرکت کردیم
بعد ۲۰مین رسیدیم..لیانا پیاده شد و چمدونش رو برداشت..تا واحدش همراهیش کردم..خداحافظی کردیم و اون رفت
موقع برگشت برای خودم یه قهوه سفارش دادم و توی راه خوردم
رسیدم و رمز در رو زدم..بوی غذا میومد..بچه ها داشتن غذا میخوردن ولی من گرسنه نبودم..با همون لباس روی کاناپه نشستم و توی گوشیم میگشتم
(پرش زمانی به شب)
رسیدیم به محل مسابقه..موتورم اونجا بود..مدلش kawasaki ninja H2R هستش
پشت میز معامله نشستم
-یک میلیون وون
؟:قبوله
سوار موتورامون شدیم..به شمارش داور حرکت کردیم..جونگکوک کل مدت فیلم میگرفت
-و مثل همیشه من بردم
؟:بیا اینم پولت حالاهم برو
با جونگکوک برگشتیم خونه..فیلمارو نشونم میداد
با پولای توی دستم وارد خونه شدم که لیسا داد زد
لیسا:لیلی..دیگه حق نداری کسی رو بیاری خونه فهمیدی؟ساعت لوکس جیمین گم شده و کار لیانا یا تو بوده
-از کجا میدونی؟توی دوربین دیدی؟
لیسا:پولارو ببین..ساعت جیمین رو فروختی اره؟
حدوا دو ساعت بحث میکردیم..جیمین میگفت گمش کرده ولی لیسا ول نمیکرد که...
--------------------------------
ادامه دارد...
شرایط:۱۲ تا لایک..۵۰ کامنت
(اسلاید دو لباس لیلی)
part³²
+لیلی..جیمین براتون موچی خریده بیاید بردارید
-برام نمیاری شوهری؟
+باشه میارم(خنده)
جونگکوک رفت پایین و موچی هارو اورد
با لیانا موچی هارو خوردیم و یکم حرف زدیم و خوابیدیم
با صدای جونگکوک بیدار شدم..لیانا هم بالا سرم نشسته بود
-بله؟(خوابالود)
+برخیز خانوم کوچولو؟
-ولم کن شوهریییییی
لیانا:پاشو امشب مسابقه داری!
سریع از جام بلند شدم..جونگکوک رفت پایین..رفتم سرویس بهداشتی و کارای لازم رو انجام دادم
پشت میز صبحانه نشستم..لیانا برامون صبحونه درست کرده بود..بعد صبحانه ظرفارو جمع کردم و شستم..از توی آشپزخونه داد زدم
-شوهرییییییییی
+بلههههه
-بیاااااااااا
اومد کنارم وایساد و با چهره ی سوالی نگاهم کرد
-امشب مسابقه دارم،میای؟
گونمو بوسید
+معلومه!
رفت توی حال و منم کارمو تموم کردم و پیشش نشستم..از اونجایی که لیانا میخواست بره هتل،من میبردمش به هتل "ماه"
با لیانا رفتیم بالا تا اماده بشیم..یه میکاپ کم انجام دادم و یه شلوار کارگو قهوهای با تیشرت کرمی پوشیدم
باهم رفتیم پایین و لیانا از بچه ها خداحافظی کرد و توی ماشین نشستیم و به سمت هتل حرکت کردیم
بعد ۲۰مین رسیدیم..لیانا پیاده شد و چمدونش رو برداشت..تا واحدش همراهیش کردم..خداحافظی کردیم و اون رفت
موقع برگشت برای خودم یه قهوه سفارش دادم و توی راه خوردم
رسیدم و رمز در رو زدم..بوی غذا میومد..بچه ها داشتن غذا میخوردن ولی من گرسنه نبودم..با همون لباس روی کاناپه نشستم و توی گوشیم میگشتم
(پرش زمانی به شب)
رسیدیم به محل مسابقه..موتورم اونجا بود..مدلش kawasaki ninja H2R هستش
پشت میز معامله نشستم
-یک میلیون وون
؟:قبوله
سوار موتورامون شدیم..به شمارش داور حرکت کردیم..جونگکوک کل مدت فیلم میگرفت
-و مثل همیشه من بردم
؟:بیا اینم پولت حالاهم برو
با جونگکوک برگشتیم خونه..فیلمارو نشونم میداد
با پولای توی دستم وارد خونه شدم که لیسا داد زد
لیسا:لیلی..دیگه حق نداری کسی رو بیاری خونه فهمیدی؟ساعت لوکس جیمین گم شده و کار لیانا یا تو بوده
-از کجا میدونی؟توی دوربین دیدی؟
لیسا:پولارو ببین..ساعت جیمین رو فروختی اره؟
حدوا دو ساعت بحث میکردیم..جیمین میگفت گمش کرده ولی لیسا ول نمیکرد که...
--------------------------------
ادامه دارد...
شرایط:۱۲ تا لایک..۵۰ کامنت
(اسلاید دو لباس لیلی)
- ۱.۱k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط