{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My Vampire Mate Season 2 part : 8

بلند شد و خودش را روی تخت گوله کرد
+ کسی که اینقدر بی عاطفست....
_ اِما من...
+ خودتم میدونی که همینطوره و همین سه شب پیش تو بیشتر از تموم زندگیم منو ترسوندی با اینحال حالا چیزی ازم میخوای؟ ترسوندی، یا این
او میلرزید.
+ فقط برو لطفا برای یبار
با ناامیدی غرید ولی بسمت در رفت
در راهرو مقابل اتاقش چرخید و گفت
_ چند ساعت برای خودت وقت خریدی دفعه ی بعدی که مینوشی مال منی و هر دومون اینو میدونیم
در را پشت سرش بست
اِما روی زمین دراز کشید و پتو را از رویش پرت کرد
از کی لباس هایش چنین بافتی داشت؟
بنظر میرسید که هر رشته اش را مقابل شکم و سی*نه ی حساسش حس میکرد و او ش*ور*ت ابریشمی پوشیده بود
فقط فکر کردن به کاری که با او کرده بود باعث میشد باس*نش پیچ و تاب بخورد و هنوز هم او را زیر خودش حس کند
او موفق شد... با حرکتش او را به ارگ*اس*م برساند
صورتش داغ شد داشت اما را به یک ش*هو*تران تبدیل میکرد؟
و او تقریبا یکی از این شه*وتران*ی*ها را تجربه کرده بود
وقتی دوش میگرفت خودش را خی*ستر از هر زمانی دید شروع به شک کرد که میل به خون برای اشتیاق به نوشیدن نیست این میل ج*ن**س*ی بود که او را به نوشیدن ترغیب میکرد
جیمین حق داشت.... دفعه ی بعدی که از او مینوشید، لیکا او را مال خودش میکرد
چون امشب بطور موقت عقلش را از دست داده بود
فراموش کرده بود که چرا نمیتواند با او بخوابد
گرچه بشدت میخواست خودش را متقاعد کند از طرف دیگر، اِما فردی نبود که بتواند بدون نوعی پیوند یا تعهد تسلیم شود.
او فکر نمیکرد در مورد س**ک**س اُمل باشد و بالاخره یک دلیل برای آشنایی با س**ک**س داشت... و او نسبت به کل این موضوع نگرش بسیار سالمی داشت بخاطر این هرگز ارگ*اس*م نداشته
ولی در اعماق وجودش میدانست که به چیزی ماندگار نیاز دارد که هرگز نمیتوانست با لیکا باشد.
علاوه بر اینکه او یک لیکای بی رحم و ترسناک بود که از ناراحتی اش خوشحال میشد نمیتوانست تصور کند که او را بین جمع دوستانش ببرد
نمیتوانست او را در حال تماشای تلویزیون در خانه اش ببیند که پاپ کورن میخورد. پاپ کورنی که همیشه درست میکرد تا پویش را حس کند یا به طرف هر کسی که جلوی تلویزیون می ایستاد پرت کند.
هرگز با خانواده اش سازگار نمیشد چون آنها با دیدن اینکه یک حيوان او را لمس میکند حالشان بهم میخورد
و چون آنها همیشه نقشه میکشند تا او را بکشند و چیزهای دیگر ناگفته نماند که علارقم تمام اختلافات او یک زن داشت که تقدیر برایش در نظر گرفته بود.
اِما برای کمی رقابت سالم آماده بود ولی در مقابل یک جفت لیکا....؟
خب حالا قطعا احمق بود.....
در اتاق زده شد و سپس بدون مکث باز شد و جیمین داخل آمد ولی خوشبختانه اِما دست از پیچ و تاب دادن به بدنش و مالیدن سینه هایش برداشته بود
موهای جیمین از حمامی که اخیرا گرفته بود خیس بود و با شلوار جینی که کمی پایینتر از کمرش شل بسته شده بود. به قاب در تکیه داد
هیچ پیراهنی نداشت و اِما متوجه شد که کف یکی از دستانش با چیزی بسته شده
دستش در حالی که در حال رسیدن با رسیدن به ار*گ*ا*سم بود و روی تاج تخت قرار داشت زخمی شده بود.
دستانش را روی سی*نه ی عضلانی اش چلیپا کرد
قدر دانی از این در مرز تحسین بیش از حد بود.
پس او به جیمین تعریف دیگری نمیداد
_ درباره ی خودت به چیزی بهم بگو که ندونم
وقتی توانست خودش را مجبور کند تا به صورتش نگاه کند بالاخره گفت
+ من رفتم دانشگاه و مدرک فرهنگ عامه گرفتم
او تحت تاثیر قرار گرفته بود ولی البته که وقت زیادی برای این نداشت که بداند اکثر مردم فکر میکنند خواستن سیب زمینی سرخ کرده در یک درجه با گرفتن مدرک فرهنگ عامه است
جیمین سر تکان داد و بسمت اتاق خودش رفت ولی انتظار نداشت که اِما بگوید
_ توام به چیزی بهم بگو
وقتی لیکا دوباره بسمت او چرخید بوضوح از سوالش غافلگیر شده بود.
وقتی جوابش را داد، صدایش خش دار بود

سلام به عزیزان گلم بلاخره شرط ها رسید اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید روح نباشید شرط پارت بعدی
لایک : ۴۸
کامنت : ۶۵
دیدگاه ها (۱۹)

My Vampire Mate Season 2 part : ۷

My Vampire Mate Season 2 part : ۶

در این مهلکه اما، قلبم نه می‌خواست بماند و نه می‌توانست برود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط