زخم های عمیقی مرا رنج میدهند  بر چهره‌ام جا خوش کرده‌اند

زخم های عمیقی مرا رنج میدهند ، بر چهره‌ام جا خوش کرده‌اند

زخم های عمیقی مرا رنج میدهند ، بر چهره‌ام جا خوش کرده‌اند و سوزشِ عمیقشان را بر من محتمل میکنند..
با این حال با کمال میل متقبل هستند ، قابل قبول و پذیرفتی ، چرا که من ترجیح بر تحمل این درد میدهم ، تا دردی که با هزاران دوا و درمان تسکین نمیابد
طوفان تمام میشود ، دنیا به سر میرسد ، غم ها پایان دارند و هیچ چیز ابدی نخواهدبود ؛
اما درد ها ، حتی به هنگامی که پایان بیابند ، هیچ گاه افراد را به حالِ قبلی خود باز نخواهند برگرداند
دیدگاه ها (۰)

میان آن فضای متشنج و سنگین ناگهان انگار زمان ایستاد. آوا که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط