{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Crown

Crown~

P2

دیار خیلی وقت بود که قبول کرده بود تو این زندگیش، شانسی برای خوشحال بودن نداره

هیجوقت به فکر انتقام نیفتاده بود
*انتقام*
کلمه سنگینی براش بنظر میومد
اما فقط برای دیار ۲۲ ساله که هنوز از واقعیت های پشت پرده خبر نداشت
فقط تمرکزش روی یه جمله بود
"من زندگیمو با از دست دادن پدرم از دست دادم"

درسته که هیچوقت سعی نکرده بود از لحاظ مالی مستقل شه، ولی همیشه همه سختی ها و تنهایی هاش رو خودش تحمل میکرد، کمک نمیخواست، کمک خواستن رو ضعف میدید

فکر میکرد پدرش چیزی براش یادگاری نزاشته باشه
اما اشتباه فکر میکرد
بدهی،کاغذ های قرارداد های مهم،ادم های حریص، و مهمتر از همه، نامه وراثت چیزایی بود که مدرش بعد از رفتنش برای دیار باقی گذاشت.
دیدگاه ها (۲۱)

Crown~P3دیار فقط سوگواری میکرد و حتی به فکر سیر کردن معده ی ...

Crown~P1فلش بک به چهار سال پیش;خونه قدیمی مامان و بابا، بوی ...

سکوت همیشگی دوباره تو خونه ساکن شده.ازون سکوت ها که نه اجبار...

Chapter:1Part:63بعد چند دقیقه دسته گل قشنگی به مین سوک تحویل...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:19وقتی به داخل خونه رفتن دیار درو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط