{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

شب

p⁸¹
لباس ات برای عکاسی همین لباسیه که اسلاید دوم گذاشتم عکاسی هایی که توی حیاط هتل میگیرن اون لباسی که تن دختره هس نیس خب


ات. من میخوام توی یه خونه اپارتمانی با تو زندگی کنم یه خونه نسبتا کوچیک و دنج که با سلیقه دوتامون اونو دیزاین کرده باشیم

ج. پس باید دنبال خونه بگردیم
ات. دو دوس داری ؟
ج. من هر چیزی که تو رویاش رو تو سرت میبافی رو دوس دارم
من آرزو دارم که تموم خواسته های تو رو بر آورده کنم بدون شک تردید و زیر سوال بردن
ات. من دوباره عاشقت شدم آخه
ج.من هر روز از اول عاشقت میشم بدون این که به حسم نسبت بهت کم بشه
برعکس بیشتر میشه
ات. تو که انقدر داری تلاش میکنی هر روز حرفای شیرین بهم بگی یه مرد بسیار رمانتیک شدی رفت
ج. مگه بده
ات. نه اصلا خیلیم خوبع
ات که داشت طرف های اضافی رو از زیر اب رد میکرد تا به ماشین ظرف شویی بزاره جیمین از پشت بغلش کرده بود و لب هاشو به شونه ات گذاشته بود و بوسه های کوچیکی به شونه ات میزاشت و ات با یه لبخند روی لباش به کارش ادامه میداد

اونا بعد از یه یه زمان کاری پر مشغله وقت پیدا کرده بودن و خونه مورد نطرشون رو برای زندگی کردن کنار همدیگه پیدا کرده بودن
ات و جیمین شخصا مبلمان و دکوراسیدن اون خونه رو انجام داده بودن و قرار بود بعد این که ازدواج کردن توی اون خونه شروع به زندگی بکنن
لباس عروسی ات شخصا از طرف طراح های جیمین طراحی شده بود و ات برای پرو آخر به پیش خیاطش رفته بود
وقتی اون لباس  توی تنش بود مثل پری ها به نطر میاومد زیبا و ظریف و در عین حال سادگی توی چشم بود
دیگه هفته ای برای مراسم ازدواجشون چیزی نمونده بود مکان عروسی به خواسته اون دو تزیین شده بود و حاضر شده بود
مهمون ها دعوت شده بودن
و مکان عکاسی هم انتخاب شده بود
ات برای عکاسی یه لباس سفید رنگ دیگه ای مورد نظرش گرفته بود
و یه عکاسی قبل عروسی قرار بود انجام بشه
ات
موهاشو بالای سرش درست کرد و  آرایشش رو خودش انجام داد لباسش رو پوشید و کفشاشم پوشید و و سمت آسانسور هتل رفت سوارش شد جیمین پایین توی لابیه هتل منتظر ات بود
ات بند کفشش توی آسانسور باز شد و خم شد تا بندش رو ببنده ولی دیگه آسانسور به طبقه مورد نظرش رسیده بود ات مجبور شد اون یکی کفششم از پاش در بیاره
توی این موقع که جیمین توی انتطار ات بود به عکاس گفته بود همونجوری که منتظرن چند تا عکس توی لابی هتل ازش بگیره ات با پاهای برهنه سمت جیمین میرفت و این لحظه رو وقتی عکاسشون دید زود دوربینش رو به حالت ضبط فیلم تغییر داد و از اون دو کلیب کوچیک ولی شیرینی گرفت
واسه عکاس اون یه صحنه شیرین بود ولی واسه ات و جیمین پر از دل تنگی بود
اونا خیلی وقت پیش توی یه همیچین صحنه ای بازم قرار گرفته بودن
دیدگاه ها (۰)

شب

شب

شب

شب

شب

شب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط