{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

شب

p⁸²
فیلم ها رو اول ببینید تا بهتر تصور کنین موقع خوندن لباس عروس ات رو اسلاید آخر گذاشتم

که ات اون لحظه رو توی سر خودش نگه داشته بود و دل تنگی زیاد نام گذاریش کرده بود توی کره بودن و اون موقع ات فقط ۱۶ سالش بود
جیمین ات رو زمین گذاشت و روی یه صندلی که توی لابی بود نشوند خم شد و
کفش های ات رو از دستش گرفت و به پای ات میکرد
عکاسشون اون لحظه ها رو به یاد موندنی میکرد اون دوتا انکار از یه داستان در اومده بودن اونقدر حس هاشون واقعی و صاف بود که عکاسش با عکس هاش کیف میکرد
اونا صحنه های عکاسی زیادی به عکاسشون داده بودن و آخرش کنار هم وایسادن
ات. بریم به  حیاط هتل
ع. بله بفرمایید بریم
اونا عکس های زیادی با همدیگه گرفتن و اون روز رو زیبا به پایان رسونده بودن

روز بعد عکاسی روزی که سال ها بود براش لحظه شماری میکردن فرا رسیده بود
روز ازدواج اون دوتا
مهمون ها دونه به دونه داشتن وارد میشدن و
میکاپ آرتیست و استایلیست ات و جیمین دیگه داشت آخرین  کار هاشون رو میکردن
استایلیست ات کمک کرد تا ات لباسش رو به خوبی بپوشه و  میکاپ آرتیستش موها و آرایشش رو واسه آخرین بار کنترل کرد
جیمین جلوی اتاق ات وایساده بود
یکی از افرادی که داخل بود وقتی ات حاضر شده بود
در رو روی جیمین باز کرد جیمین چند قدمی برداشت و از راهرو گذر  کرد  اولین بار ات رو توی لباس عروسش دید
ات قبلا اصلا اجازه نداده بود جیمین لباسش رو ببینه دوست داشت  جیمین رو سوپرایز کنه
ات از آیینه جلوش به جیمین نگا میکرد  و جیمین از داخل ایینه ات رو تماشا میکرد
م. آقای پارک خانم ات چطور شده
ج. خیلی زیبا
جیمین اون دوتا کلمه رو به کلی از اشتیاق و دستپاچگی کنار هم چید و گفت
ات سمت جیمین برگشت و قدمی سمتش برداشت و قدمش رو ثابت نگهداشت تا جیمین سمتش بره
جیمین رفت و دست ات رو دور بازشو پیچید و به سمتش برگشت
ج. بریم
ات. اره

اون دو با هم از اتاق خارج شدن

جلوی در ورودی به حیاط بودن که با یه صدای آشنا به پشت سرشون نگا کردن
م. ات تو خیلی زیبا شدی
ج. تو اینجا چیکار میکنی
م. خودمو مسئول دونستم که به عنوان همکارت بیام و تبریک بگم بهتون
م. تبریک میگم بهتون باور کنین واسه این که روز خوشتون رو به هم بزنم نیاومدم اینجا فقط اومدم تبریک بگم و برم
م. از اولشم معلوم بود آخر این رابطه کجا ختم میشد
م. حرفامو تو کافه رو یادته ات
ات. اره
م. منظور من از اون حرفا دقیقا این بود
م. تبریک میگم بهتون
شما واقعا برای همید از اولشم این معلوم بود آخرشم
دیدگاه ها (۰)

شب

شب

شب

شب

شب

شب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط