{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شما میدونستید من تازه فهمیدم و هی می‌خوام جلوی گریم رو بگ

شما میدونستید من تازه فهمیدم و هی می‌خوام جلوی گریم رو بگیرم ولی نمیشه

و دوباره اتفاقی که واسه تهیونگ افتاد برای جیهوپ هم اتفاق افتاد تازه بدتر چون تهیونگ خودشو خالی کرد ولی جیهوپ همه‌ی
ناراحتی هارو تو خودش نگه داشت و....
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭🖤💔💔💔😭😭😭😭
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۶ساعت ۹ و ۶ دقیقه ی شب_نویسنده "کارن":بعد از اون اتفاق ...

چندپارتی تهیونگ

پارت ۵ 🖤با جینا سوار ماشین شدیم. تهیونگ جلو نشست و من تمام م...

p20صبح روز بعد، تهیونگ زودتر از همیشه به بیمارستان رسید.تمام...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁷﴿ویو راوی﴾یک...هم‌زمان با زمزمه‌ی جونگ...

# قولی_که_شکست ### پارت ۲ مادرش آهسته پرسید:= مگه تهیونگ شوا...

#ارباب‌سنگدل #پارت_18جونگ کوک همینطور حبف می‌زد و حرف می‌زد ...

🎭 آخرین نقشپارت نهمصبح روز بعد، لیانا زودتر از همیشه به استو...

Forced MarriagePart 58چند ثانیه سکوت شدتهیونگ هنوز نگاهم می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط