درخواستی
درخواستی
**Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)
Part:2
درست به حدف خورد
تهیونگ:انتظار اینو نداشتم آفرین
ا.ت:ممنون
تهیونگ:بشین
اومد نشست سر جاش و اسلحه رو داد بهم
تهیونگ:خب دیگه آشنا شدیم پس برین سر کارتون
بلند شدن برن که
تهیونگ:راستی ا.ت تو از این به بعد دست راست منی پس پیش من میمونی
(ا.ت)
اره همینو میخواستم یاا کیم تهیونگ کارمو راحت کردی
تهیونگ:اما بهت اعتماد ندارم پس برات یه بپا میزارم
آه لعنتی زدی تو ذوقم
ا.ت:باشه
تهیونگ:حالا برین
همه:چشم
و اومدیم بیرون
ا.ت:ایشش اما بهت اعتماد ندارم پس برات یه بپا میزارم عوضی*ادا دراوردن
×خانم کانگ
ا.ت:بله
×ارباب گفتن بهتون بگم وسایلمون جمع کنین و با راننده به امارت ارباب برین
ا.ت:باید اونجا بمونم
×بله
ا.ت:خیل خب باشه
تو خونه که نمیتونه برام بپا بزاره پس راحت کارمو میکنم رفتم سمت خروجی که.......
"در دنیایی پر از خون و خیانت، تنها یک چیز حقیقت داشت: عشقِ وسواسگونهی او، که چون زنجیر ابریشمی، تو را برای همیشه در بر میگیرد.”
**Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)
Part:2
درست به حدف خورد
تهیونگ:انتظار اینو نداشتم آفرین
ا.ت:ممنون
تهیونگ:بشین
اومد نشست سر جاش و اسلحه رو داد بهم
تهیونگ:خب دیگه آشنا شدیم پس برین سر کارتون
بلند شدن برن که
تهیونگ:راستی ا.ت تو از این به بعد دست راست منی پس پیش من میمونی
(ا.ت)
اره همینو میخواستم یاا کیم تهیونگ کارمو راحت کردی
تهیونگ:اما بهت اعتماد ندارم پس برات یه بپا میزارم
آه لعنتی زدی تو ذوقم
ا.ت:باشه
تهیونگ:حالا برین
همه:چشم
و اومدیم بیرون
ا.ت:ایشش اما بهت اعتماد ندارم پس برات یه بپا میزارم عوضی*ادا دراوردن
×خانم کانگ
ا.ت:بله
×ارباب گفتن بهتون بگم وسایلمون جمع کنین و با راننده به امارت ارباب برین
ا.ت:باید اونجا بمونم
×بله
ا.ت:خیل خب باشه
تو خونه که نمیتونه برام بپا بزاره پس راحت کارمو میکنم رفتم سمت خروجی که.......
"در دنیایی پر از خون و خیانت، تنها یک چیز حقیقت داشت: عشقِ وسواسگونهی او، که چون زنجیر ابریشمی، تو را برای همیشه در بر میگیرد.”
- ۵۵۶
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط