{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

درخواستی
**Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)
Part:3
تهیونگ:کجا بیبی گرل
ا.ت:بله؟
تهیونگ:میگم کجا میری
ا.ت:خودتون گفتین برم وسایلمو جمع کنم و با راننده بیا امارتتون
تهیونگ:اره گفتم ولی الان باید با من بیای
ا.ت:برای چی؟
تهیونگ:یه ماموریت داریم
ا.ت:چه مأموریتی
تهیونگ:یکی از مهم ترین بارام از فرانسه داره میاد یه ساعت دیگه میرسه باید بریم اونجا
ا.ت:و من چرا باید بیام
تهیونگ:وارد باند نشدی که خوشبگذرونی باید به کارت برسی
ا.ت:میدونم ولی الان چرا باید بیام من تازه وارد باند شدم شماام گفتین که بهم اعتماد ندارین
تهیونگ:اینهمه سئوال نپرس بچه
ا.ت:من بچه نیستم من 24سالمه
تهیونگ:اومم درمقابل من بچه ای
ا.ت:هه مگه شما چندسالتونه
تهیونگ: 34
نه انتظار نداشتم بهش میخوره 26.27 سالشه باشه یعنی 10سال از من بزرگتر تره برگام
تهیونگ:چرا ماتت برد انتظار نداشتی نه
ا.ت:راستش نه
تهیونگ:میدونم بهم میخوره زیر 30 باشم
ا.ت:بله
تهیونگ:بسه دیگه زیادی حرف زدیم دنبالم بیا
ا.ت:باشه
باهم رفتیم بیرون و.....

"در دنیایی پر از خون و خیانت، تنها یک چیز حقیقت داشت: عشقِ وسواس‌گونه‌ی او، که چون زنجیر ابریشمی، تو را برای همیشه در بر می‌گیرد.”
دیدگاه ها (۸)

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)Part:4و بادیگارد در ...

چنذ پارتی درخواستی Echoes of Yesterday (پژواک‌های دیروز)حتی ...

😂😭

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)Part:2درست به حدف خو...

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی )Part:17وارد شدیم که...

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)Part:26هه این گفت بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط