{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My soul

My soul

part 4

هاری: که اینطور، خب بعدش...

هوسوک: هیچی دیگه، اینارو کشیدن، فیلم برداشتن، با همدیگه از ارمیا خداحافظی کردن و رفتن

هاری: چه جالب، شماها عجب ابراز علاقه عجیبی به طرفدارانتون دارید

هوسوک: درسته خواهری
( وقتی این جمله گفت قفسه س*ینه‌اش با غرور تموم به سمت جلو اورد)

هاری: ( با ضربه ملایمی که به قفسه س*ینه اش زدم خنده ای کرد)
بسه بابا، بهتره من به کارهام برسم

هوسوک: باشه خواهر خوشگلم برو به کارات برس، یادت نره حتما نهار بخوریا، دلم نمیخواد بازم از حال بری

هاری: ( قدمی به جلو برداشتم و گونه اش بو*سیدم)
باشه داداش گلم، بهتره توام خوب غذا بخوری، نمیخوام دوباره از زیاد رقصیدن و استراحت نکردنت شکایت کنم، متوجه شدی؟!

هوسوک: (یکی از ابروهاش بالا انداخت)
بله بانو، امر دیگری نیست؟!

هاری: ( منم به تقلید از خودش یکی از ابروهام انداختم بالا)
نوچ، امر دیگری نیست

سپس هردومون خنده ای کردیم و مشغول به کارهامون شدیم


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۸)

Earth my favourite planet...

My soul part 5سپس هردومون خنده ای کردیم و مشغول به کارهامون ...

My soul part 3هوسوک: خب تهیونگ میشناسی؟هاری: تهیونگ، کیم تهی...

My soulpart 2( اول اسلاید چک کنید) با دیدن ایینه های دیواری ...

پارت ۱۱ایتاچی پاکت قرص را برداشت. خش خش ان زیر انگشتانش باعث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط