{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه

دیدی آخر در غُبارت گُم شدم؟
در خَمِ چشمِ خَمارت گم شدم
غُنچه ی لبها چو بگشودی زِ هم
در گلستانِ  بهارت گم  شدم
دیدی از کف رفتم و نالان تو
در شبِ شور و شرارت گم شدم
هیچ دانستی شدم شیدای تو
در میان  شام  تارت گم شدم
دیدی افتادم  به تاریکی شب؟
در پی قول و قرارت گم شدم
دیدگاه ها (۸۰)

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه

پرسه در جنگل... بعدازظهر...آفتاب کم‌کم ملایم‌تر شده بود.ات ر...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

پارت سیزدهم |جذابی، ولی بد اخلاق. پارک لاراچند ساعت از رسیدن...

🎀❤️ پارت 22 — ویو تهیونگ❤️🎀تا اومدم حرفم رو بزنم، چشمم افتاد...

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

ادامه شعر گره گشایhttps://wisgoon.com/pin/33990482/بانگ بر ز...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

دانلود مداحی حسین من بیا و این دل شکسته را بخر-محمود کریمیرس...

ما که سوختیم حداقل بند دل دیگر باشمن دلم خونه غروبا تو بخند ...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط