{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جاده شب

رفتی از دنیای خاموشم صدایت را گرفتم غصه های کهنه برگشتند و جایت را گرفتند

در کجای جاده ی شب راه تو از من جدا شد در کجای قصه از من دست هایت را گرفتند

گرچه شاید روز دیدار تو در تقویم من نیست با نگاهت تا شب جان دادنم همراه من باش

من که برگی در شب پایان پاییزم غریبم لااقل تا لحظه ی افتادنم همراه من باش

بی تو میدانم بی تو میدانم که من میمانمو این جاده های بی رسیدن

بی تو میدانم بی تو میدانم بی تو من میمانمو یک کهکشان تنهایی من
دیدگاه ها (۰)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۳ آنیا و دامیان به...

Part "68"☆ویو راوی☆عقربه‌های ساعت روی دیوار عمارت از نیمه‌شب...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل اول: ورود به...

رفتی از دنیای خاموشم صدایت را گرفتندغصه های کهنه بر گشتن و ج...

کسی از ما نمی پرسه که بهارمون کجاست خنده ی سبز بهار کجای گری...

کسی از ما نمی پرسه که بهارمون کجاست خنده ی سبز بهار کجای گری...

قصه ام قصه ی یک درد عجیبم تو چطور؟تلخ تر از شب تب دار شکیبم ...

كاش يكي بود ،يكي نبود اول قصه ها نبود اون كه تو قصه مونده ب...

وقتی که دستام خسته از تکرار سیگارهوقتی که چشمام تک تکِ شب ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط