{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

كاش يكي بود ،يكي نبود اول قصه ها نبود

كاش يكي بود ،يكي نبود اول قصه ها نبود
اون كه تو قصه مونده بود ، از اون يكي جدا نبود
ماه پيشوني رها بود از طلسم ديواي سياه
پلنگ عاشق مي پريد تا لب شيرووني ماه
سياوش شاهنامه رو كاش كسي گردن نمي زد
كاش كسي توي قصه ها از عاشقي تن نمي زد
كاش داش آكل با زخم تيغ تو بسترش جون نمي داد
قصه نويس قصه مون رو با گريه پايون نمي داد
تقويم باغچه ي ما برگ بهار نداره
جاده ي قصه هامون عطر سوار نداره
شهر بزرگ قصه ، پنجره هاش رو بسته
حتي تو دفتر مشق ، بابا انار نداره
كاش توي قصه هاي شب برق ستاره كم نبود
تو قصه ي جن و پري دلهره دم به دم نبود
مادربزرگ قصه هاش رو بالاي طاقچه جا مي ذاشت
يه عاشق تازه نفس تو شهر قصه پا مي ذاشت
قصه هاي قديمي رو يه جور تازه مي نوشت
آدم و حوا رو مي برد دوباره مي ذاشت تو بهشت
اما تا اون بياد بايد با بي كسي سر بكنيم
ترانه هاي كهنه رو دوباره از بر بكنيم
تقويم باغچه ي ما برگ بهار نداره
جاده ي قصه هامون عطر سوار نداره
شهر بزرگ قصه ، پنجره هاش رو بسته
حتي تو دفتر مشق ، بابا انار نداره
دیدگاه ها (۲)

به سراغ من اگر می آیی تند و آهسته چه فرقی دارد!تو به هر جور ...

سلام صبح بخیر

واقعأ همینه... مواظب باش خیلی چیزا با عذرخواهی درست نمیشه.

کیا موافقن.

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁷ | پارتـ ⁷🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

#درخواستی_از_لینو(وقتی لباس بازمیپوشی....) #Part1هوا تو دفتر...

پارت ۶۷

★彡   Part 20 彡★ آخخخ. من باز هم برای این خنده هاش ضعف رفتم.ا...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ¹ | پارتـ ¹🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

پارت ۶۸

بچها این ادامه ی پارت پنجاه و پنجمه زیاد نوشته بودم پارت رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط