و در من، خاموش شد نه یک احساس…
و در من، خاموش شد نه یک احساس…
یک جهان. جهانی که سالها با نفسِ همان باور
میتپید،زنده بود، ادامه داشت.
بعد از آن، همهچیز در ظاهر سرِ جای خودش ماند.
آسمان، همان آسمان بود.
آدمها، همان آدمها. اما من…
دیگر آن آدم نبودم.
درونم یکباره ساکت شد،
نه آرام… ساکتِ سنگین. و برای همیشه
چراغی در من کم شد.
و
در
من
خاموش شد
نه یک احساس…
یک جهان.
برای همیشه.
#دردا_تو_همیشه_آنی_که_نیستی
یک جهان. جهانی که سالها با نفسِ همان باور
میتپید،زنده بود، ادامه داشت.
بعد از آن، همهچیز در ظاهر سرِ جای خودش ماند.
آسمان، همان آسمان بود.
آدمها، همان آدمها. اما من…
دیگر آن آدم نبودم.
درونم یکباره ساکت شد،
نه آرام… ساکتِ سنگین. و برای همیشه
چراغی در من کم شد.
و
در
من
خاموش شد
نه یک احساس…
یک جهان.
برای همیشه.
#دردا_تو_همیشه_آنی_که_نیستی
- ۴۵۸
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط