قاتل سادیسمی سرنوشتم
{قاتل سادیسمی سرنوشتم}
Part15
رفتم پایین صبحونه خوردن تموم شد
ته:عشقم من باید برم شرکت او مراقب خودت باش باشه؟
میا:باشه کی میایی؟
ته:تا بعداز ظهر برمیگردم
میا:باشه عشقم مراقب خودت باش
ته لباس میا رو بوسید رفت بالا حاضر شد رفت شرکت
میا تو خونه کتاب میخوند که خدمتکارا شیشه شکستن رو زمین
لیا:خانم میشه شما این شیشه هارو جمع کنید ؟من نمیتونم
میا:البته جمعش میکنم
میا کتاب کنار گذاشت لغت جمع کنه شیشه رفت تو دستش اییی
لیا سریع به یونا اشاره کرد کمک های اولیه رو قایم کرد که نتونه پانسمانش کنه
جیمین:ابجییییییی...بلند
میا:جانم
جیمین:آبجی دستت
میا:خوبم داداشی چیزی نیست
جیمین:خیلی عمیق باید به ته زنک بزنم
میا:نه داداشی نیاز نیست
جیمین: مطمئنی؟
میا:اره داداشی
جیمین: کوچولو خودمی
میا:داداشی بسه
جیمین:چشم لیدی
میا لبخندی زد بلند شد با یه دستمال کاغذی خون دورش پاک کرد بدون اینکه سِر کنه شیشه رو از دستش درآورد از درد فشارش افتاد چشماش سیاهی رفت افتاد ولی خودشو گرفت خون دستش با دستمال کاغذی بند آوردم
لیا:خانم میشه اینجارو پاک کنید
میا:اره عزیزم میشه
میا که از خون زیاد بیجون شده بود به زور بلند شد پاکش کرد
تا بعداز ظهر ازش کار کشیدن
یونا:خانم میشه اون جعبه رو به من بدید
میا:بله عزیزم بیا... بیحال
(ویو ته)
ته:لینا مشکلات سیستم چیه برای چی هک کردن
لینا:رئیس ماهم خبر نداریم ولی میتونیم به جونگکوک بگیم که درستش کنه اون تو این ویزا خیلی حرفهای
ته:خب عالیه پس زودتر بهش بگین منم دیگه میرم توهم به کارت رسیدگی کنید
لینا:چشم رییس
تموم کار هامو کردم سوار ماشین شدم برای میا گل خریدم رفتم خونه کلید انداختم تو در
(ویو میا)
دیگه جون نداشتم پس دراز شدم رو کاناپه سیاهی مطلق چیزی نفهمیدم
ته وقتی کلید انداخت رو تخت میا رو تو اون وضعیت دید
دید از دستش خونه چکه میکنه دویید سمت میا
ته:میا میا میا...تکونش میداد
میا جوابی نمیداد
ته:کی اینکارو کرده....عربدع
ته:کی هوایش به میت نبوده ها؟...عزبدع
ته:خدمتکاراااااا... عربدع
ته: بادیگاردای شخصی...عربدع
ته:همه جمع شید کدمتون از میا مراقبت نکردید ها؟؟؟...عربدع
ته:جیمیننننن...داد
جیمین:جانم ته
ته:جیمین میا چرا اینجوری شده
جیمین:م...م..میا
ته:وقت تلف نکنننننن...داد
ته:زنگ بزن دکتر شخصی
ته:من میرم دوربین شخصی ببینم فقط بفهمم کار کی بوده کی مراقبش نبوده که باعث این حال شده زندش نمیزارم فهمیدید:....عربده
همه که ترسیده بودم لیا و یونا به خودشون میلرزیدن
ته رفت دوربین دید مشت فشار میداد کوبیدش رو میز با اعصبانیت رفت سمت لیا یونا
ته:لیا یوناااااا...عربدع
تا پارت بعدی بای بای🦋
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
Part15
رفتم پایین صبحونه خوردن تموم شد
ته:عشقم من باید برم شرکت او مراقب خودت باش باشه؟
میا:باشه کی میایی؟
ته:تا بعداز ظهر برمیگردم
میا:باشه عشقم مراقب خودت باش
ته لباس میا رو بوسید رفت بالا حاضر شد رفت شرکت
میا تو خونه کتاب میخوند که خدمتکارا شیشه شکستن رو زمین
لیا:خانم میشه شما این شیشه هارو جمع کنید ؟من نمیتونم
میا:البته جمعش میکنم
میا کتاب کنار گذاشت لغت جمع کنه شیشه رفت تو دستش اییی
لیا سریع به یونا اشاره کرد کمک های اولیه رو قایم کرد که نتونه پانسمانش کنه
جیمین:ابجییییییی...بلند
میا:جانم
جیمین:آبجی دستت
میا:خوبم داداشی چیزی نیست
جیمین:خیلی عمیق باید به ته زنک بزنم
میا:نه داداشی نیاز نیست
جیمین: مطمئنی؟
میا:اره داداشی
جیمین: کوچولو خودمی
میا:داداشی بسه
جیمین:چشم لیدی
میا لبخندی زد بلند شد با یه دستمال کاغذی خون دورش پاک کرد بدون اینکه سِر کنه شیشه رو از دستش درآورد از درد فشارش افتاد چشماش سیاهی رفت افتاد ولی خودشو گرفت خون دستش با دستمال کاغذی بند آوردم
لیا:خانم میشه اینجارو پاک کنید
میا:اره عزیزم میشه
میا که از خون زیاد بیجون شده بود به زور بلند شد پاکش کرد
تا بعداز ظهر ازش کار کشیدن
یونا:خانم میشه اون جعبه رو به من بدید
میا:بله عزیزم بیا... بیحال
(ویو ته)
ته:لینا مشکلات سیستم چیه برای چی هک کردن
لینا:رئیس ماهم خبر نداریم ولی میتونیم به جونگکوک بگیم که درستش کنه اون تو این ویزا خیلی حرفهای
ته:خب عالیه پس زودتر بهش بگین منم دیگه میرم توهم به کارت رسیدگی کنید
لینا:چشم رییس
تموم کار هامو کردم سوار ماشین شدم برای میا گل خریدم رفتم خونه کلید انداختم تو در
(ویو میا)
دیگه جون نداشتم پس دراز شدم رو کاناپه سیاهی مطلق چیزی نفهمیدم
ته وقتی کلید انداخت رو تخت میا رو تو اون وضعیت دید
دید از دستش خونه چکه میکنه دویید سمت میا
ته:میا میا میا...تکونش میداد
میا جوابی نمیداد
ته:کی اینکارو کرده....عربدع
ته:کی هوایش به میت نبوده ها؟...عزبدع
ته:خدمتکاراااااا... عربدع
ته: بادیگاردای شخصی...عربدع
ته:همه جمع شید کدمتون از میا مراقبت نکردید ها؟؟؟...عربدع
ته:جیمیننننن...داد
جیمین:جانم ته
ته:جیمین میا چرا اینجوری شده
جیمین:م...م..میا
ته:وقت تلف نکنننننن...داد
ته:زنگ بزن دکتر شخصی
ته:من میرم دوربین شخصی ببینم فقط بفهمم کار کی بوده کی مراقبش نبوده که باعث این حال شده زندش نمیزارم فهمیدید:....عربده
همه که ترسیده بودم لیا و یونا به خودشون میلرزیدن
ته رفت دوربین دید مشت فشار میداد کوبیدش رو میز با اعصبانیت رفت سمت لیا یونا
ته:لیا یوناااااا...عربدع
تا پارت بعدی بای بای🦋
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
- ۱۱۷
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط