{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاتل سادیسمی سرنوشتم

{قاتل سادیسمی سرنوشتم}
Part13

ته که از خواب بیدار شده بود کنارش نگاه کرد دید میا مث یه عروسک خوابیده همینجوری محو نگاه کردنش بود میا تکون خورد چشماش باز کرد
میا:صبح بخیر ته
ته:صبح بخیر عزیزم
ته:چرا باهام سردی عزیزم
میا:دیشب یه بلایی سرم آوردی که سختی زندگی اینجوری بلا سرم نمیاره
ته:عشقم خب آخه علاوه بر اینکه خوشمزه بودی انرژی زا هم بودی
میا:ته ببند تا نزدمت بوفتی بمیری
ته:عه عزیزم آدم با شوهرش اینجوری حرف نمیزنه
میا:ته بس کن شوهر کجا بود
ته:از اونجا که دیشب باکره گی تو رو گرفتم تو مال منی پس شوهرتم
میا:ایییی ته بس کن دلم درد می‌کنه
ته:بمیرم برات بیا بغلم
میا:ته میزنمت بمیریاااا
ته: ببخشید عشقم میدونم بهت سخت گرفتم ولی نتونستم خودمو کنترل کنم
میا:ساکت باش
ته:عزیزممممم
میا:عزیز تو نیستم
ته:هستی
میا پشت‌شو کرد ته از پشت محکم بغلش کرد سرش برد تو موهای میا
میا:ته نکن درد دارم حال حوصله ندارم
ته:میا قربونت برم آروم باش دیگه می‌دونم خیلی بهت سخت گرفتم معذرت می‌خوام
میا:ته درد دارم حداقل برام مسکن بیار
ته:باش عشقم الان میگم اجوما بیاره
ته: اجوماااا...داد
میا:اییی کر شدم
ته:ببخشید عزیزم...خنده
اجوما:بله ارباب
ته پتو کشید رو خودش و میا
ته:بیا تو
اجوما:بله ارباب
ته:برای میا مسکن بیار تو آبش هم یه مسکن حل کن
اجوما:چشم ارباب
ته:برو بیرون
اجوما:چشم
ته:عشقم بیا تو بغلت شکمت و ماساژ بدم
میا:باشه
میا رفت تو بغل ته
ته:ولی دیشب خوب همراهی کردیااااا شیطون بلا...خنده شیطانی
میا:ته بس کن میزنمتا
ته:ببخشید عشقم ولی خوشم آمد
میا:تهههههه
ته:باش باشه عزیزم
اجوما:تق تق
ته:کیه
اجوما:دارو آوردم برای خانم
ته:بیا تو بزار رو میز برو بیرون درم ببند
اجوما:چشم
کل خونه شده بود حرف ته و میا کل دخترای عمارت از اینکه ته و میا شب باهم خوابیده بودن حسودی میکردن تصمیم داشتم میا رو اذیت کنن
میا:ته میشه محکم تر بغلم کنی
ته:اره عزیزم میشه
میا خودشو چسبوندم به ته یکم تکون خورد خودشو تو بغل ته جا کرد
ته:عزیزم
میا:جانم
ته:بچه بسازیم
میا:ته بس کن دو دقیقه آروم بگیر می‌خوام بخوابم
ته:حداقل بلند شو صبحونه بخوریم گشنمه
میا:عوفففف گشنه بلند شو برو اصن نمی‌خوام بغل کنم
میا بلند شد که توسط دستای ته کشیده شد تو بغلش بردش زیر پتو بلندش کردم گذاشتمش رو خودش
ته:میا با من بداخلاقی نکن یهو دیدی پا نداری
میا:نه عزیزم نکن لطفا
ته:باش ببخشید عشقم
میا:مگه نمیخواستی صبحونه بخوریم
ته: ولی من صبحونمو پیدا کردم
میا:کو؟
ته:روم نشسته
میا:تهههههههه
ته:باشه عزیزم ببخشید بیا بریم یه دوش لذت بخش دونفره بگیریم بریم صبحونه بخوریم
میا:باش ولی کار اضافی دیگه ای نمیکنی
ته: رو چشم بانو
دوتایی رفتن حموم کردن برگشتم بیرون دوتایی مسواک زدن روتین پوستیشون انجام دادن موهاشونو مشک کردن رفتن پایین شروع کردم صبحونه خوردن و...


ببخشید دیر شد امتحانات اجازه نمیدادن😁
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم

چطورید تو روبیکا کانال زدم 20 نفر که شدیم
فعالیت هامو شروع میکنم:)

https://rubika.ir/joinc/+EDJIEFGI0WLEQALFWEZBHUOYZYNPPYIZ

منتظرتونم🎀

یادتون نره حمایتم‌کنید

امیدوارم زودتر سری 20 نفر بشیم🕊️😈
دیدگاه ها (۰)

{قاتل سادیسمی سرنوشتم}Part12ته:بدو با من بیا...دست میا رو می...

{قاتل سادیسمی سرنوشتم}Part11بلند شد خودشو تکوند خندید میا:ته...

مافیای عاشق پارت ۶

P16🦋ویو نامجون:صبح ساعت هفت بیدار شدم و دیدم که رائون خیلی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط