{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P.3
_
لیلی بغضی کرد و گفت:
میدونی چیه کوک، من هیچوقت عاشق نشدم، هیچوقت جز پدر و مادرم به هیچکس دیگه ای اعتماد نکردم. تو اولیشی امیدوارم که متفاوت باشی با چیز هایی که میگن... .

جونگکوک: من تا جایی که بتونم میمونم.

لیلی: نه موندنی که سواستفاده کنی، موندنی که منو واسه خودم بخوای.

جونگکوک به رو به روش نگاه کرد.
کم کم داشت بارون میگرفت.
کل سئول زیر پاشون بود.

جونگکوک: خیلی این دنیا بزرگه، فقط نمیدونم چجوری پیدات کردم، ولی توعم اولینی برا من

لیلی: این دنیا بزرگ نیست، ما خیلی کوچیکیم:)

جونگکوک: لیلی من میمونم.
تا همیشه میمونم.
تا وقتی که بهم زنگ بزنی و بگی زنده ای میمونم:)
میمونم؟

جای خالیش هنوز خالی بود.
دقیقا همون کسی که از رفتن دیگری نگران بود، خودش رفت.
زیر خاک؟

جونگکوک: قول میدم وقتی که بهم زنگ زدی و بازدیدت شد به تازگی ازت متنفر میشم)
_
پایان... .
دیدگاه ها (۵)

P.2_جونگکوک: میدونی چرا اومدیم اینجا؟لیلی: هوم چرا؟جونگکوک: ...

P.1_امشب شبی متفاوت بود.دونفرهعاشقانه.هوا بشدت بارونی بود.جو...

Part:9لیلی:باشه آقا تسلیما/ت:خوب بریم آماده بشیمویو جونگکوک ...

بیب من برمیگردمپارت: 80بعد از کلی نوازش کردن مادر جون خوابم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط