Life:p¹³
Life:p¹³
کهناگهانیکهوازخوابپریدمبهاطرافمنگاهکردمکردمهنوزکاملصبحنشدهبودولیمنبایدزودحاضرشمکلیکاردارمامروزبایدبدرخشمآره...سریعبلندشدموبعدازشستندستوصورتمسریعرفتمخودمآبحمامرابااستفادهازنیرومگرمکردمرفتموحسابیحمامکردمبعداز30مینامدمبیرونتندرفتمتواتاقم...ندیمههابرایبیدارکردنمآمدهبودنکهبادیدنمنیکهدارمموهاموخشکمیکنممواجهشدنخندیدموگفتم:
+اجومامیتونیبرامهانبوکهایسلطنتیموبیاریمیخوامامروزمتفاوتباشم:))
اجوماخندیدوگفت:
[چشمبانویمنولیشماهمیشهزیبایین]
خندیدم...اجوماهمراباندیمههالباسهایسلطنتیروآوردنبعدازکلیلباسیکیروانتخابکردموپوشیدمازحقنگذریمبهمخیلیمیومد:))...آجوماآمدشروعکردبهدرستکردنموهاموداخلموهامازجواهراتخاندانکیماستفادهمیکرد...کمیبعدخودمراتوآینهنگاهکردمآجوماوندیمههاهمشوندرحالتعریفکردنازمنبودنومیگفتواقعاشایستهملکهشدنم...سواربرکجاوهبهقلمروجئونرفتیمجنیبرایمراسممجبوربودبرهپیشمادرشدیروزانجابودوتهیونگحسابیدلتنگهمسرشبود...بعدازطیکردنمسافتبهمقصدرسیدیمهمهخاندانهابودناولمادرمازکجاوهپیادهشدوبعدمنتمامنگاههاخیرهبررویهمنبودولیمنفقطداشتمدنبالیکنفرمیگشتم:))
تهیونگآرومکناربازومراگرفتوحرکتکردیمبهسمتداخلقصرنامجونهمهمراهباهمسرشودخترکوچولوشونآمدوایعمهقربونشبرهههخیلیدلمبراشتنگشدهبودفسقلیم:)))ولیالانبایدسعیکنمحفظوقارمتانتمیادمنره...واردقصرشدیموگوشهکناراورابونیجین،جیمینوهوسوکوایستادیموقتیچهیونگوجیمسورودیدمنتونستمجلویخودمروبکیرممحکمبغلشونکردم....کمیباهمدیگهصحبتکردیمکهجنیبدوبدوباذوقپریدبغلتهیونگیهجوریهموبغلکردهبودنانگارصدسالهازهمدوربودنارومخندیدموگفتم:
+فکرنمیکنیناینکارهاجلویمنهسینگلغلطباشه؟!
همهخندیدنکهصداییازپشتسرمونباعثشدهمهبرگردیمبهشنگاهکنیم...
اسلاید۲اصتایلپریهستفقطپریمیکاپنداره:)
کهناگهانیکهوازخوابپریدمبهاطرافمنگاهکردمکردمهنوزکاملصبحنشدهبودولیمنبایدزودحاضرشمکلیکاردارمامروزبایدبدرخشمآره...سریعبلندشدموبعدازشستندستوصورتمسریعرفتمخودمآبحمامرابااستفادهازنیرومگرمکردمرفتموحسابیحمامکردمبعداز30مینامدمبیرونتندرفتمتواتاقم...ندیمههابرایبیدارکردنمآمدهبودنکهبادیدنمنیکهدارمموهاموخشکمیکنممواجهشدنخندیدموگفتم:
+اجومامیتونیبرامهانبوکهایسلطنتیموبیاریمیخوامامروزمتفاوتباشم:))
اجوماخندیدوگفت:
[چشمبانویمنولیشماهمیشهزیبایین]
خندیدم...اجوماهمراباندیمههالباسهایسلطنتیروآوردنبعدازکلیلباسیکیروانتخابکردموپوشیدمازحقنگذریمبهمخیلیمیومد:))...آجوماآمدشروعکردبهدرستکردنموهاموداخلموهامازجواهراتخاندانکیماستفادهمیکرد...کمیبعدخودمراتوآینهنگاهکردمآجوماوندیمههاهمشوندرحالتعریفکردنازمنبودنومیگفتواقعاشایستهملکهشدنم...سواربرکجاوهبهقلمروجئونرفتیمجنیبرایمراسممجبوربودبرهپیشمادرشدیروزانجابودوتهیونگحسابیدلتنگهمسرشبود...بعدازطیکردنمسافتبهمقصدرسیدیمهمهخاندانهابودناولمادرمازکجاوهپیادهشدوبعدمنتمامنگاههاخیرهبررویهمنبودولیمنفقطداشتمدنبالیکنفرمیگشتم:))
تهیونگآرومکناربازومراگرفتوحرکتکردیمبهسمتداخلقصرنامجونهمهمراهباهمسرشودخترکوچولوشونآمدوایعمهقربونشبرهههخیلیدلمبراشتنگشدهبودفسقلیم:)))ولیالانبایدسعیکنمحفظوقارمتانتمیادمنره...واردقصرشدیموگوشهکناراورابونیجین،جیمینوهوسوکوایستادیموقتیچهیونگوجیمسورودیدمنتونستمجلویخودمروبکیرممحکمبغلشونکردم....کمیباهمدیگهصحبتکردیمکهجنیبدوبدوباذوقپریدبغلتهیونگیهجوریهموبغلکردهبودنانگارصدسالهازهمدوربودنارومخندیدموگفتم:
+فکرنمیکنیناینکارهاجلویمنهسینگلغلطباشه؟!
همهخندیدنکهصداییازپشتسرمونباعثشدهمهبرگردیمبهشنگاهکنیم...
اسلاید۲اصتایلپریهستفقطپریمیکاپنداره:)
- ۴.۱k
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط