{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک مافیایعاشق

فیک: مافیایـــ‌عاشقـــ🤍

««آخرین پارت: پارت سیزده»»

(جیمین ا.ت رو گرفت و اون رو توی آغوشش کشید و ا.ت از شدت خونریزی بیهوش شد و جیمین اون رو به به بیمارستان برد)
(ا.ت بعد عمل شونه‌اش وارد بخش شد و جیمین در صندلی همراه بیمار کنار تخت ا.ت نشسته بود...)
[جیمین
بهش گفتم نباید با من باشه آسیب میبینه اما گوش نکرد....وقتی بهش شلیک شد ترس کل وجودم رو گرفت و منی که حس عشق و ترس برای کسی رو نداشتم چطور عاشقش شدم و نمی‌خوام یه تار مو ازش کم بشه.....)
«دو روز بعد»
(توی بیمارستان مراقب ا.ت بودم و ناگهان در تلویزیون خبر پخش شد که برادر آقای پارک جیمین با ترکیدن موتور فوت کرده و جسدش پیدا شده...جیمین خاموش کرد و ناگهان گوشی‌اش زنگ خورد پدرش بود...)
جیمین: جوابش رو بده
ا.ت: پدر توعه......اوم...باشه
(ا.ت گوشی رو جواب داد...)
پدر ج: الو؟راحت شدی؟برادرت رو کشتی انتقام مادرت رو گرفتی؟تو لیاقت هیچی رو نداری
ا.ت: سلام....ببخشید اما جیمین کاری نکرده و لیاقت عشق و محبت و اهمیت رو داره کافیه بهش اعتماد داشته باشید اون هم پسرتونه پدرجان
پدر ج: تو کی هستی؟ پسر منه هر جوری دوست دارم رفتار میکنم تو یه خدمتکاری؟!!
(جیمین به حرفهای ا.ت و پدرش گوش میداد و از حرفای ا.ت خوشش اومد و گوشی رو ازش گرفت و...)
جیمین: اون یه خدمتکار نیست همسرمه پدر
[ا.ت
شوکه شدم از حرفی که زد....من زنشم مگه؟ولی خب عاشقشم و دوسش دارم]
پدر جیمین: کی؟تو کی....حالا برادرت رو کشتی و عروسی میگیری
جیمین: هر کاری بخوام میکنم همون‌طور بچه بودم گفتی به من مربوط نیست و خودت هر کاری دوست داری بکن
(جیمین گوشی رو قطع کرد و بعد مدتی ا.ت خوب شد و با هم ازدواج کردند و ترکیدن موتور کار خدمتکار بود اما ا.ت ازش خواسته بود و با جیمین مشورت کرده بودن و خدمتکاری که اول بهشون خیانت کرد جاسوس برادرش شد و زودتر بهشون اطلاع داد.......حالا یک زوج مافیایی هستند که با حس عشق و مافیا بودن زندگی میکنند)

پایان پارت سیزده(پارت‌آخر)


« آدم‌ها رو نمیشه عوض کرد، میشه همونجوری که هستن دوستشون داشت همه‌ ما در لحظات تنهایی، لحظات دلتنگی، خستگی، نا امیدی، افسردگی؛
نیاز داریم تا یک نفر عاشقمون باشه…! »

✨🤍امیدوارم از فیکی که نوشتم خوشتون بیاد ممنونم🤍✨
دیدگاه ها (۱۸)

فیک: تاوان‌یک‌نگاهـــ««پارت دو»»(ا‌.ت و جنگکوک خیلی سرد با ه...

یادگار عشقــــ🤎««پارت اول »»(تهیونگ و ا.ت قرار بود با هم ازد...

فیک: مافیایـــ‌عاشقـــ🤍««پارت دوازده»»ا.ت: یعنی...پدر و مادر...

فیک: تاوان‌یک‌نگاهــ««پارت اول»»(جنگکوک و ا‌.ت با هم در یک ش...

پارت ۵۰جیمین: من میرم به وظایفام برسم ات: چه وظیفه ایجیمین: ...

ONLY MINE PART 17ا/ت . لعنتی تو پدر و مادرم رو خیلی راحت کشت...

پارت ۱ا،ت ویوا،ت: چشم رئیس ببخشیدیونگی : دفعه ی بعدی بیشتر د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط