{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p5

جونگ کوک دستشو روی شکم آرا کشید و پایین تر رفت و بین پ/ا های آرا رو لمس کرد و گفت:سعی میکنی فرار کنی؟جالبه، مگه من گفتم میتونی تکون بخوری؟

جونگ کوک گردن آرا رو گاز گرفت و روی گردنش زمزمه کرد:بوی عطر منو میدی..و بوی عطر درد..هنوز هم خی/سی.

آرا ناله کرد:آاخ..

جونگ کوک انگشتاش رو روی لب های حساس آرا کشید و گفت:به اونجا هم آسیب زدم؟بیا ببینیم درست و حسابی اذیتت کردم یا نه.

جونگ کوک دو انگشتش رو دا/خل آرا فرو کرد که آرا ناله کرد ، جونگ کوک:صدای تحریک آمیزی ازت بیرون میاد..درد میکنه؟بگو چقدر درد داره.

آرا با نفرت و درد:ولم کن..بهم دست نزن.

جونگ کوک:آرا فراموش نکن تو توی موقعیتی نیستی که بهم بگی چیکار کنم..میتونم کاری کنم کام بشی با اینکه درد داری ، چیزی مثله..درد و لذت.

جونگ کوک انگشتاش رو بیرون کشید که آرا ناله کرد، جونگ کوک:امشب نه ، بیب.

جونگ کوک با پوزخند رفت و درو بست، آرا از درد هق‌هق کرد و سعی کرد دستاشو از بند ها بیرون بکشه که صدای قدم هایی رو شنید و ساکت شد و خودشو به خواب زد.

جونگ کوک وارد اتاق شد و دید آرا خوابیده ، شک کرد و جلو اومد و چانه‌ی آرا رو گرفت تا ببینه واقعا خوابه یا نه اما وقتی دید هنوز هم از درد واکنش داره پوزخند بی رحمانه ای زد.

جونگ کوک:بازیگر کوچولوی من.

آرا مکث کرد و سپس آروم چشماش رو باز کرد ، فریب دادن جونگ‌کوک واقعا غیرممکن بود. جونگ‌کوک:خوابیده بودی؟یا فقط تظاهر به خوابیدن میکردی؟ این با عقل جور در نمیاد حالا دهنتو باز کن.

آرا شیشه کوچکی رو دید و گفت:این چیه..

جونگ کوک مایع رو روی زبان آرا ریخت و گفت:همشو قورت بده.

مایع توی گلوی آرا پایین رفت ، جونگ کوک:این مسکن خواب آور که باعث میشه مطیع تر شی.

آرا با گیجی:چ-چی؟نه..

جونگ کوک:هیس..ریلکس باش.

آرا احساس گرما کرد ، جونگ کوک:چه حسی داری، آرا؟دیگه تا الان باید بدونی که من پسر خوبی نیستم.

آرا:جونگ کوک...چطور تونستی..اخ سرم..
دیدگاه ها (۲۲)

p6

p7

p4

بازگشت سلاطین کیپاپ رو تبریک!

P14

P15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط