{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هیاهوی زندگی دریافتم ...

در هیاهوی زندگی دریافتم ...
چه دویدن هایی که فقط
پاهایم را از من گرفت،
در حالی که گویی ایستاده بودم ...!
چه غصه هایی که فقط
باعث سپیدی مویم شد ..
در حالیکه قصه ای کودکانه بیش نبود ...
دریافتم کسی هست که
اگر بخواهد می شود
و اگر نه نمی شود ...
به همین سادگی؛
کاش نه می دویدم و نه
غصه می خوردم
"فقط"«او را می خواندم»..
دیدگاه ها (۱)

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟵[ویو ا.ت]کمی جلوتر، صدای ...

برده عمارت جئون

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

مرد بی رحم

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

فاصله یک لبخند تا جنون

007-پنهان در مه - پارت ۹۳

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط