{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیک مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 1
Part: 37
φمیخوام ازدواج کنی
_بلهه؟؟*تعجب
_عمو شما خودتون بهتر میدونید که من چه حسی به می سو داشتم و... اون اتفاقات افتاد و حالا ازم میخواید که ازدواج کنم؟؟
φبله. میدونم که بعد اون اتفاقات می سو و اجوما چه ضربه ای خوردی ولی اگر ازدواج نکنی.. بعدا به چیزی که میخوای نمیرسی
_به چیزی که میخوام نمیرسم؟ *پوزخند
پاش رو انداخت روی اون یکی پاش*
_عمو جان دیگه چیزی نمونده که بخوام بهش برسم یا نرسم من فقط دارم زندگی میکنم بی هدف یجورایی تمام کارتم شده عادت..
φمیدونم پسرم برای همین میخوام ازدواج کنی بالاخره زندگیت باید ی رنگ و لابی بگیره
_عموجان خودتون هم میدونید که اینکار رو نمیکنم..
φتو مگه نمیخوای قاتل پدر و مادرت رو پیدا کنی؟
_چرا میخوام ولی.. نه اینجوری که
φراهش همینه پسرم
_اما..
φدیگه خودت میدونی*پاشد
_باشه.*پاشد
_خدمتکار اتاقتون رو اماده کرده
φفکراتو بکن تا اخر هفته بهم بگو نظرتو
_ولی تا اخر هفته فقط دو روز مونده..
φیعنی توی این دوروز به نتیجه ای نمیرسی؟
_من جوابم معلومه عموجان
φمطمئنی؟ حالا باز فکراتون بکن
_باشه..
φخوبه*لبخند
_شما برید استراحت کنید من برم به بقیه ی کارام برسم.. شب میبینمتون
φباشه.. مراقب باش
_باشه
اقای پارک به اتاقش رفت، حموم رفت کمی استراحت کرد و بعدشم منتظر موند تا جونگکوک برگرده.
جونگکوک هم سری به محموله ها زد که مین سو تحویل گرفته بودشون و بعد از چک کردنش ی سر به شرکت رفت و حدود دوساعتی هم اونجا بود.
عادتش بود که باید انقد خودش رو سرگرم بکنه و خسته بشه تا وقتی میره خونه بعد از خوردن شامش بگیره بخوابه امت اگر این کار رو نکنه شبا حالش بد میشه و مجبور میشه مست کنه و...
کاراش تموم شد و داشت برمیگشت خونه ، شیشه ی ماشینش پایین بود ، هوای خنک نم نم بارون بوی خاک همه ی اینا حالش رو بهتر میکرد تا اینکه چیزی توی خیابون دید که ی لحظه وایستاد و نگاه کرد.
دختری روی نیمکت پارک نشسته بود و داشت نسکافه ای میخورد، چهره اش زیاد واضح نبود و نیم رخش معلوم بود که برا کوک اشنا میومد.. اما اون کی بود؟
_م..می.. میسو*تعجب
برای مطمئن شدن دوباره نگاهی به دخترک انداخت اما متوجه شد اشتباه کرده و با صدای بوق ماشین ها از پشت سرش به خودش اومد و پاش رو روی پدال گاز فشار داد و به سمت خونه راهی شد..




ঞحمایت یادتون نرهঞ
دیدگاه ها (۰)

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 38~اخر هفته~جونگکوک ت...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 39می سو ی کار خوب پید...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 36توی این چند ماه می ...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 35جین سو که متوجه اتی...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 11می سو خواب بود ، خی...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 12€زیاد نمیخواد با من...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 24Σمی سو*اخمλداشت فرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط