{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیرم تو مدرسه:)

کیرم تو مدرسه:)
ما توی اهواز از ساعت 1:30 تا 1:45
تو گرمای مدرسمون هستیم
هوا بالای 30 درجه (جهنم) هست
میمیریم...
راستی یِ خبر خیلی عالی
کاپیتان تیم فوتبالون شدم
5تا کاپیتانیم
من کاپیتان اولم
5تا پسر توی مدرسه هستیم که وقتی زنگ تفریح میخوره،یکی از بچه‌ها میره بطری پیدا میکنه و از آبخوری پرش میکنه
از مستراب برامون سانت میکنه و ما 4تامون دنبال توپ میدوییم
ولی من یِ جای خالی پیدا میکنم
بش اشاره میدم برام سانت میکنه و بعدش بوم
توپ تو تور دروازه میره
آنکارا مسی آنکارا مسی
آنکارا مسی گل گل گل
بله:)
دکتر کصکش ساعت 1:10 اومده
خودش 23 الی 25 بش میخورد
جوووووون
من باش شوخی میکردم
قبلش سفیر بهداشتمون(آقای عبیات)
یِ برگه عقب‌تر از دیوار دفتر بود
بش گفتم آقا این کیه؟
گفت واسه سفیر بهداشته(خودش)
بش گفتم آقا این چرا پاهاش معلولیه؟
ما کلا 7 نفر بودیم که پول اورده بودیم برای ورزش
هممون خندیدیم خودش هم خندید
یکی از همکلاسیم وقتیه معلممون داشت درس میداد میرفت پشت سرش قر میداد زود هم برمیگشت
آرین تروخدا پیجمُ پیدا کن
کاپیتان سوم
ایکاش زودتر میگفتی که نمیخوای کاپیتان باشی
من. میبردمت پیش بقیه‌ی هم تیمیام
البته 5 تا بودیم که کاپیتان شدیم
من اولی بودم
ولی کاپیتان اول کل تیممون نیستم
کاپیتان 5نفر هستم
ترکیب هم کشیده شده
(خداروشکر)
میدونم حال نداشتید بخونید
ولی جاتون خالی بود
دخترا جای شما پره
چون مدرسه‌‌ی ما به مدرسه دخترونه چسبیده😝🍒
چه دافاییئن
ناموساً😁
خوشگلن
من سال بعد که رفتم کلاس هفتم
تو راه برگشت مدرسه دخترونه هس
دیگه اونجا هم داف قراره ببینم
چند روز پیش
با برادرم رفتیم فوتبال تمرین کنیم
وقتی برگشتیم داداشم سر به زیر بود و جاش رو از دخترا عوض کرد
من از بین دافا رد شدم
چرا همه قد من بودن اکثرا
انگار نه انگار از کلاس 10 به بالا بودین
خلاصه 😝🍒
دیدگاه ها (۳۵)

پارت ۵وییوی وونهو:شکه شدم از کارش به صورتش که نگاه کردم تو چ...

آپدیت اوسی/ شیطان کش /هانولا/گل بابونهو بلاخره وقت آپدیت رسی...

محو زیبایی او پارت ۲۹ویو رزا که یهو خیلی بهم نزدیک شد بین لب...

پارت: 4 (بخش1) **زاویه دید: زین**نورِ آبی‌رنگ و زننده‌ی صفحه...

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

بفرمایید رمان بقولید😘❤️پارت سی دوم🔥عشق ابدی ما🔥سونیک: دیدن خ...

پارت سیزدهم | اولین لبخنددو روز از مسابقه گذشته بود.برخلاف ه...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم --------Part26

پارت ۵توبیراما دیگه توان حرف زدن نداشت . رفت توی اتاق . روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط