{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

EIGHT

EIGHT



با وجود تمام تلاش‌های یونا، موانع جدیدی بر سر راهش سبز می‌شدند. یکی از بزرگترین پروژه‌هایی که برایش حیاتی بود – طراحی لباس برای یک رویداد بزرگ مد بین‌المللی – ناگهان با مشکل بزرگی روبرو شد. اسپانسر اصلی، تحت تاثیر فشار رسانه‌ها و ابراز نگرانی از "حواشی" پیرامون یونا، اعلام کرد که قرارداد را به حالت تعلیق درمی‌آورد تا "زمانی که اوضاع شفاف‌تر شود."

این خبر مانند پتکی بر سر یونا فرود آمد. او احساس می‌کرد که تمام تلاش‌هایش بی‌نتیجه مانده و انگار دنیا در مقابلش صف کشیده است. ناامیدی در چهره‌اش موج می‌زد، اما همچنان سعی می‌کرد آرامش خود را حفظ کند.

در همین بین، جانگ کوک که با وجود تمرکز بر فعالیت‌های گروه، همچنان اخبار مربوط به یونا را دنبال می‌کرد، از این اتفاق به شدت ناراحت شد. او می‌دانست که این پروژه چقدر برای یونا مهم بوده است. او که در روزهای اخیر کمتر فرصت کرده بود با یونا صحبت کند، حس می‌کرد که باید کاری انجام دهد، اما نمی‌دانست دقیقا چه کاری. تردید در دلش ریشه دوانده بود؛ آیا مداخله‌ی او، حتی برای کمک، می‌توانست اوضاع را بدتر کند؟ آیا این شایعات، او را از یونا دورتر می‌کردند، یا برعکس، او را به سمت حمایت بیشتر سوق می‌دادند؟

جانگ کوک با اعضای گروه در مورد این موضوع صحبت کرد.
"این واقعا ناعادلانه است،" او با ناراحتی گفت. "یونا داره تمام تلاشش رو می‌کنه، ولی انگار هر چی بیشتر تلاش می‌کنه، مشکلات بیشتری سر راهش سبز می‌شه."

نامجون با تاسف گفت: "می‌دونم. دنیای مد و تجارت گاهی خیلی بی‌رحم می‌شه. مخصوصا وقتی پای شهرت و حواشی وسط باشه."

در همین زمان، اما، اتفاق غیرمنتظره‌ای افتاد. یکی از طراحان ارشد و چهره‌های شناخته شده در صنعت مد کره، که پیش از این به طور غیرمستقیم با یونا همکاری‌هایی داشت، با او تماس گرفت. این طراح، خانم پارک، زنی باسابقه و بانفوذ بود که شهرت خود را مدیون استعداد و استقامت بی‌نظیرش بود.

"یونا عزیزم،" خانم پارک با صدایی گرم و اطمینان‌بخش گفت، "من تمام این ماجرا رو دنبال کردم. می‌دونم چقدر این روزها برات سخت گذشته. شنیدم که پروژه بزرگت هم متوقف شده. این غیرقابل قبوله."

یونا با تعجب پرسید: "خانم پارک؟ شما... شما چطور؟"

خانم پارک ادامه داد: "من خودم سال‌ها پیش با چنین مسائلی دست و پنجه نرم کردم. می‌دونم که شایعات چقدر می‌تونن مخرب باشن. ولی حقیقت اینه که استعداد واقعی هیچ وقت از بین نمی‌ره. من به کار تو ایمان دارم. و فکر می‌کنم این بهترین موقعیت برای نشون دادن قدرت واقعی توئه."

او پیشنهاد غافلگیرکننده‌ای داد: "من یه فشن شوی بزرگ در پاریس دارم. هنوز برای بخش طراحی لباس‌های شب، کسی رو انتخاب نکردم. نظرت چیه که این مسئولیت رو به عهده بگیری؟ این می‌تونه فرصتی باشه که خودت رو به جامعه بین‌المللی مد ثابت کنی، جایی که اون شایعات بی‌اهمیت‌تر به نظر می‌رسن."

یونا از شنیدن این پیشنهاد شوکه شده بود. پاریس؟ یک شوی بین‌المللی؟ این رویایی بود که هرگز جرات نکرده بود به آن فکر کند. اما در عین حال، تردید وجود داشت. آیا او آمادگی این حجم از مسئولیت را داشت؟ آیا می‌توانست در این فرصت کوتاه، کاری درخور این رویداد بزرگ ارائه دهد؟

جانگ کوک که از طریق یکی از اعضای گروه از این پیشنهاد مطلع شده بود، احساس دوگانه‌ای داشت. از یک طرف خوشحال بود که یونا فرصت بزرگی پیدا کرده بود، اما از طرف دیگر، این دوری و مسئولیت سنگین‌تر، نگرانی‌های او را بیشتر می‌کرد. آیا رابطه‌شان می‌توانست در این شرایط دوام بیاورد؟

---
لایک و کامنت 😭🔥
دیدگاه ها (۲)

NINEخبر پیشنهاد خانم پارک، موجی از هیجان و اضطراب را در دل ی...

TENیونا چند ثانیه فقط به جانگ کوک نگاه کرد؛ انگار تمام حرف‌ه...

SEVENروزهای پس از انتشار شایعات، برای یونا به یک دویدن بی‌پا...

SIX____شب هنگام، در سکوت آپارتمان یونا، خبری از آرامش نبود. ...

.:تفاوت زیادی بین زمین و آسمان وجود دارد و غیر ممکن است که د...

THREE--------رستوران، فضایی دنج و لوکس داشت. نورپردازی ملایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط