ITERATION 144
PART: 7
کانگ مین: بعد مدت طولانی٬حدودا ۷ ماه...آرا شد تنها دلیلت برای نفس کشیدن به قدری غرق اقیانوس عشقش شده بودی که همه چیز رو فراموش کردی اما چه فایده؟ انگاری اون پروژه برات مهم تر از اینا بود که بخوای فراموشش کنی و ازش دست بکشی...میدونی چند بار بهت هشدار دادم جونگکوک؟ اما لجباز تر از این حرفا بودی... میدونی چقدر آرا تو این پروژه بهت کمک کرد؟ هرچند اونم جزوی از افرادی بود که سعی میکرد از پروژه دورت کنه اما بازم نشد...هیچ چیز مانعت نشد همه چیز رو کنار زدی و در آخر آرا داوطلب آزمایشت شد...قطعا یه عاشق معشوقشو دو دستی تقدیم یکی دیگه نمیکنه پس خودتم شدی جزوی از ازمایش...مدت طولانی بیمارستان بستری بودید خیالم راحت بود که آزمایش کار نکرده اما انگاری مدتی که کما بودین...آزمایش داشت اثر میکرد...و چرخه ها ادامه پیدا کرد...اگه برات جای سواله که چرا من یادمه...باید بگم تو کل کد های پروژه رو نداری جونگکوک همونطور که گفتم ما قرار داد بستیم البته بماند که تو صبر نداشتی اما به هرحال...بقیه کد ها اینجا موندن بدون اینکه کسی بهش دست بزنه...و خب خوشبختانه زود عمل کردم که بتونم نسخه خودمو وارد کنم و موفق شدم و حتی تونستم به قدری پیش برم که هیچ چیز رو از یاد نبرم...اما آزمایش مثل همیشه به مشکل خورد جونگکوک...و تو آخرین تلاشتو کردی تونستی حافظه خودتو و آرا رو رعایت کنی اما چه فایده؟
فضای اتاق برای جونگکوک به قدری سنگین بود که حس میکرد لباس تنش به بدنش چفت شده و درحال خفه کردنشه...سرش گیج میرفت و عرق هایی از ترس روی پیشونیش سر میخورد
جئون: من چیکار کردم
تنها حرفی که تونست به زبون بیاره همین بود... چشماش ثابت مونده بود و دستاش به لرزه افتاده بود انگار دیوار ها هر ثانیه بهش نزدیک تر میشدن و هوای سرد اتاق براش گرم تر از همیشه شده بود
جئون: میشه درستش کرد...میشه...اره میشه من...
با قطع شدن حرفش توسط آقای کانگ مین دهنش نیمه باز موند
کانگ مین: نه...متاسفام جونگکوک...این برای دنیا به نوع باگ حساب میشه تلاش هاتون بی فایدس شاید بتونید خیلی چیزارو تغییر بدید...اما اتصال ذهنی که ایجاد شده به هیچ وجه درست شدنی نیست تنها راهش...
عینکشو آروم از چشماش درآورد و کلافه سرشو انداخت پایین
کانگ مین: تنها راهش حذف یکی از شماها از ستیستمه...متاسفم
بلند شد و آروم ضربه ای به شونه جونگکوک زد
کانگ مین: بهتره بری
صدا تو سرش پیچیده"این برای دنیا یه نوع باگ حساب میشه...تنها راهش حذف یکی از شما از سیستمه" دستاشو محکم روی دسته های صندلی گذاشت و به سختی بلند شد انگار وزنش چند برابر شده بود قدم های بی جون سمت در برداشت و دستشو گذاشت روی دستگیره قبل باز کردنش نگاه دردناکی به آقای کانگ مین انداخت و از اتاق خارج شد
کانگ مین: بعد مدت طولانی٬حدودا ۷ ماه...آرا شد تنها دلیلت برای نفس کشیدن به قدری غرق اقیانوس عشقش شده بودی که همه چیز رو فراموش کردی اما چه فایده؟ انگاری اون پروژه برات مهم تر از اینا بود که بخوای فراموشش کنی و ازش دست بکشی...میدونی چند بار بهت هشدار دادم جونگکوک؟ اما لجباز تر از این حرفا بودی... میدونی چقدر آرا تو این پروژه بهت کمک کرد؟ هرچند اونم جزوی از افرادی بود که سعی میکرد از پروژه دورت کنه اما بازم نشد...هیچ چیز مانعت نشد همه چیز رو کنار زدی و در آخر آرا داوطلب آزمایشت شد...قطعا یه عاشق معشوقشو دو دستی تقدیم یکی دیگه نمیکنه پس خودتم شدی جزوی از ازمایش...مدت طولانی بیمارستان بستری بودید خیالم راحت بود که آزمایش کار نکرده اما انگاری مدتی که کما بودین...آزمایش داشت اثر میکرد...و چرخه ها ادامه پیدا کرد...اگه برات جای سواله که چرا من یادمه...باید بگم تو کل کد های پروژه رو نداری جونگکوک همونطور که گفتم ما قرار داد بستیم البته بماند که تو صبر نداشتی اما به هرحال...بقیه کد ها اینجا موندن بدون اینکه کسی بهش دست بزنه...و خب خوشبختانه زود عمل کردم که بتونم نسخه خودمو وارد کنم و موفق شدم و حتی تونستم به قدری پیش برم که هیچ چیز رو از یاد نبرم...اما آزمایش مثل همیشه به مشکل خورد جونگکوک...و تو آخرین تلاشتو کردی تونستی حافظه خودتو و آرا رو رعایت کنی اما چه فایده؟
فضای اتاق برای جونگکوک به قدری سنگین بود که حس میکرد لباس تنش به بدنش چفت شده و درحال خفه کردنشه...سرش گیج میرفت و عرق هایی از ترس روی پیشونیش سر میخورد
جئون: من چیکار کردم
تنها حرفی که تونست به زبون بیاره همین بود... چشماش ثابت مونده بود و دستاش به لرزه افتاده بود انگار دیوار ها هر ثانیه بهش نزدیک تر میشدن و هوای سرد اتاق براش گرم تر از همیشه شده بود
جئون: میشه درستش کرد...میشه...اره میشه من...
با قطع شدن حرفش توسط آقای کانگ مین دهنش نیمه باز موند
کانگ مین: نه...متاسفام جونگکوک...این برای دنیا به نوع باگ حساب میشه تلاش هاتون بی فایدس شاید بتونید خیلی چیزارو تغییر بدید...اما اتصال ذهنی که ایجاد شده به هیچ وجه درست شدنی نیست تنها راهش...
عینکشو آروم از چشماش درآورد و کلافه سرشو انداخت پایین
کانگ مین: تنها راهش حذف یکی از شماها از ستیستمه...متاسفم
بلند شد و آروم ضربه ای به شونه جونگکوک زد
کانگ مین: بهتره بری
صدا تو سرش پیچیده"این برای دنیا یه نوع باگ حساب میشه...تنها راهش حذف یکی از شما از سیستمه" دستاشو محکم روی دسته های صندلی گذاشت و به سختی بلند شد انگار وزنش چند برابر شده بود قدم های بی جون سمت در برداشت و دستشو گذاشت روی دستگیره قبل باز کردنش نگاه دردناکی به آقای کانگ مین انداخت و از اتاق خارج شد
- ۶.۰k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط