ITERATION 144
PART: 5
فضا به قدری معذب کننده و خفه بود که میرا مدام به عقربه های ساعت نگاه میکرد و منتظر حرکت عقربه ها به سمت جلو بود...اما انگار زمان از هر موقعیت دیگه دیرتر گذر میکرد و این باعث اعصاب خوردیش شده بود دقیقا برعکس جونگکوک...خونسرد و محکم به مرد میانسال رو به روش زل زده بود
کانگ مین: جونگکوک شی...انجام اون آزمایش تا وقتی نیمه کاره بود اشتباه بزرگی بود پر از خطا و کد های نصفه نیمه بود...هرچند الان پشیمونی فایده ای نداره براتون...بهتره سریع پیگیر خطاها بشی و اصلاح کنی اینجوری فقط مایع عذابتون میشه
میرا نگاهشو بین جونگکوک و آقای کانگ مین چندبار چرخوند و در آخر روی چهره عصبی جونگکوک ایستاد...دلیل این خشم چی بود اونم از فردی که کاره ای نبود؟
جئون: آقای کانگ مین ما تا اینجا نیومدیم که بهمون حرفایی رو بزنید که خودمونم میدونیم
جونگکوک دستاشو روی زانوهاش گذاشت و به چشمای چروک آقای کانگ مین خیره شد اما آقای کانگ مین اجازه حرف زدن بهش نداد و زودتر عمل کرد
کانگ مین: دخترم...میتونم با جونگکوک چند لحظه تنها صحبت کنم؟
بعد اتمام جملش با لبخند محوی سرشو چرخوند سمتم نگاهش جوری عذاب آور بود که حق مخالفت نداشت بدون حرفی از جا بلند شد و با ملایمت از اتاق خارج شد و چند ثانیه به در سرد پشتش تکیه داد...با صدایی که اومد سرجاش ایستاد
کانگ مین: جونگکوک شی...ما باهم قرار داد بستیم...دلیل نمیشه چون مغزت کشش یادآوری رو نداره بزنی زیرش
جونگکوک با ناباوری به مرد خنثی جلوش زل زد با صدایی که از سر عصبانیت بود اما ملایم بود حرف زد
جئون: قرار داد؟ فکر کردی میتونی از گذشتم سو استفاده کنی؟ من روی آزمایشی که نصفه نیمه بود قطعا قرار داد نبستم آقای کانگ...
آقای کانگ مین سرشو کلافه به چپ و راست تکون داد و بدن فرسودش رو بلند کرد و به سمت کشو های میز کوچیک چوبی رنگش رفت پرونده هارو تک تک نگاه میکرد و کنار میزد تا به پرونده مورد نظرش برسه...عینکشو به سمت چشمش درست کرد و با ملایمتی که باعث حرص جونگکوک میشد به سمتش قدم برداشت...روی صندلی نشست و پرونده رو آروم روی میز کوچیک وسطشون قرار داد
جونگکوک بدون معطلی دست فول تتو و پر از رگشو روی پرونده گذاشت و نگاهی به اسمش انداخت memory» entanglement»
بعد از چند ثانیه مکث و مردد بودن بازش کرد و به صفحه اولش خیره شد
چشماش به بالای برگه خیره موند...دوتا عکس کوچیکی که متعلق به جونگکوک و میرا بود
شروع کرد با دقت به خوندن برگه اول اسم: ریو میرا آرا سن: ۲۴ سال و هر مشخصات دیگه ای که مربوط به میرا بود...جونگکوک زیر لب اسم کامل میرا رو زمزمه کرد "ریو میرا آرا" با صدای آقای کانگ مین از افکار پریشونش دراومد اما هنوز چشماش روی اسمش قفل موند
کانگ مین: اسم کاملشه...جای تعجب داره که نمیدونی...معمولا با این اسم صداش میزدی...آرا...همخونه بودید به طور تصادفی دوتا از بهترین نخبه ها تو رشته های متفاوت همخونه شدن...هرچند به ضررتون تموم شد
#jungkook #bts #bangtan #جونگکوک #وانشات_بی_تی_اس #وانشات_کوکی #وانشات_جانگ_کوک #فیکشن_جونگکوک #فیکشن_بی_تی_اس #فنفیکشن #بنگتن
فضا به قدری معذب کننده و خفه بود که میرا مدام به عقربه های ساعت نگاه میکرد و منتظر حرکت عقربه ها به سمت جلو بود...اما انگار زمان از هر موقعیت دیگه دیرتر گذر میکرد و این باعث اعصاب خوردیش شده بود دقیقا برعکس جونگکوک...خونسرد و محکم به مرد میانسال رو به روش زل زده بود
کانگ مین: جونگکوک شی...انجام اون آزمایش تا وقتی نیمه کاره بود اشتباه بزرگی بود پر از خطا و کد های نصفه نیمه بود...هرچند الان پشیمونی فایده ای نداره براتون...بهتره سریع پیگیر خطاها بشی و اصلاح کنی اینجوری فقط مایع عذابتون میشه
میرا نگاهشو بین جونگکوک و آقای کانگ مین چندبار چرخوند و در آخر روی چهره عصبی جونگکوک ایستاد...دلیل این خشم چی بود اونم از فردی که کاره ای نبود؟
جئون: آقای کانگ مین ما تا اینجا نیومدیم که بهمون حرفایی رو بزنید که خودمونم میدونیم
جونگکوک دستاشو روی زانوهاش گذاشت و به چشمای چروک آقای کانگ مین خیره شد اما آقای کانگ مین اجازه حرف زدن بهش نداد و زودتر عمل کرد
کانگ مین: دخترم...میتونم با جونگکوک چند لحظه تنها صحبت کنم؟
بعد اتمام جملش با لبخند محوی سرشو چرخوند سمتم نگاهش جوری عذاب آور بود که حق مخالفت نداشت بدون حرفی از جا بلند شد و با ملایمت از اتاق خارج شد و چند ثانیه به در سرد پشتش تکیه داد...با صدایی که اومد سرجاش ایستاد
کانگ مین: جونگکوک شی...ما باهم قرار داد بستیم...دلیل نمیشه چون مغزت کشش یادآوری رو نداره بزنی زیرش
جونگکوک با ناباوری به مرد خنثی جلوش زل زد با صدایی که از سر عصبانیت بود اما ملایم بود حرف زد
جئون: قرار داد؟ فکر کردی میتونی از گذشتم سو استفاده کنی؟ من روی آزمایشی که نصفه نیمه بود قطعا قرار داد نبستم آقای کانگ...
آقای کانگ مین سرشو کلافه به چپ و راست تکون داد و بدن فرسودش رو بلند کرد و به سمت کشو های میز کوچیک چوبی رنگش رفت پرونده هارو تک تک نگاه میکرد و کنار میزد تا به پرونده مورد نظرش برسه...عینکشو به سمت چشمش درست کرد و با ملایمتی که باعث حرص جونگکوک میشد به سمتش قدم برداشت...روی صندلی نشست و پرونده رو آروم روی میز کوچیک وسطشون قرار داد
جونگکوک بدون معطلی دست فول تتو و پر از رگشو روی پرونده گذاشت و نگاهی به اسمش انداخت memory» entanglement»
بعد از چند ثانیه مکث و مردد بودن بازش کرد و به صفحه اولش خیره شد
چشماش به بالای برگه خیره موند...دوتا عکس کوچیکی که متعلق به جونگکوک و میرا بود
شروع کرد با دقت به خوندن برگه اول اسم: ریو میرا آرا سن: ۲۴ سال و هر مشخصات دیگه ای که مربوط به میرا بود...جونگکوک زیر لب اسم کامل میرا رو زمزمه کرد "ریو میرا آرا" با صدای آقای کانگ مین از افکار پریشونش دراومد اما هنوز چشماش روی اسمش قفل موند
کانگ مین: اسم کاملشه...جای تعجب داره که نمیدونی...معمولا با این اسم صداش میزدی...آرا...همخونه بودید به طور تصادفی دوتا از بهترین نخبه ها تو رشته های متفاوت همخونه شدن...هرچند به ضررتون تموم شد
#jungkook #bts #bangtan #جونگکوک #وانشات_بی_تی_اس #وانشات_کوکی #وانشات_جانگ_کوک #فیکشن_جونگکوک #فیکشن_بی_تی_اس #فنفیکشن #بنگتن
- ۶.۲k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط