{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و در اخر این جاده خودم ماندمو خودم دستانم را بر روی زان

و در اخر این جاده خودم ماندمو خودم.. دستانم را بر روی زانوهای شکسته و زخمی‌ام نهادم.. ایستادمو با پاهای درمانده و قلبِ پُر درد ترم راهی شدم.. و هیچ‌اهدی ، حتی یک شخص.. نفهمید ؛
چه بر من گذشت ، تا کِه گذشت..
اماّ حال من اینجا ایستاده ام ، بر فراز این قله ، . . .ارزشش را داشت اما.. من همه چیزم را از دست داده‌ام ، هرچند چیز های بسیاری به دست اورده ام اما من ، خیلی وقت پیش ، تمام شده‌ام ؛..
دیدگاه ها (۴)

مینوسم ، دیگر چِه کنم ؟! به کِه پناه بَرم.. گاه از دفاع از ک...

میخواهم غرق شوم ، اما نه در چشمان کسی ؛اقیانوس به من نگاه می...

و به هنگامی که میرفت جای پای کفش هایَش بر رویِ قلبم مانند مُ...

کمی پیش تامل میکردم.. چِه میشد همانند من کسی بود که ز چشمانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط