{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی با وایب اکانتاتون

تک پارتی با وایب اکانتاتون
https://wisgoon.com/tokido_bts2013
همه می‌گفتن کیم تهیونگ پسر شر مدرسس
پسر سردی که حتی لبخند زدنشم تو کل مدرسه غوغا به پا میکرد
و من...
هی‌وون.
دختری که از اولین روز دانشگاه، به این اعتقاد داشت هیچ وقت سمت اون ادم نره
برا من تهیونگ یه پسری که شاخ بازی بیش نبود
چطوری کل مدرسه رو تو کراشن اخه
...
صدای بسته شدن در کلاس اومد.
دیر رسیده بودم
استاد بدون اینکه نگاهم کنه گفت
*فقط یه صندلی خالی مونده برو بشین

به آخر کلاس نگاه کردم.
کنار...
تهیونگ.
با حرص زیر لب گفتم:
_عالی شد همینو کم داشتم
هیچ نگاهی بهش نکردم و رفتم نشستم
چند دقیقه بعد خودکارم روی زمین افتاد.
خواستم بردارمش که همزمان اون خم شد.
دستمون به هم خورد.
سریع دستمو کشیدم.
+خانوم خوشگله شما همیشه وسایلتون میوفته رو زمین؟ مراقب باش خودت نیوفتی کوچولو

برای اولین بار بهش نگاه کردم.
با حرص گفتم
_دنبال دردسری کیم تهیونگ؟
+چرا اینطوری با ما خانوم خوشگله
_بدم میاد ازت اقا زشته
+من به این گلی چرا بدت میاد ازم
_به خودم مربوطه
...
زنگ آخر...
بارون شدیدی میبارید
داشتم از دانشگاه بیرون می‌اومدم که یه ماشین مشکی جلوم ترمز کرد.
قلبم ریخت.
شیشه پایین اومد.
تهیونگ بود.
+اهای خانوم خوشگله سوار شو خیس میشیا
_نمیخام مزاحم نشو
+میخای زود سرما بخوری ؟سوار شو دیگه ناز نکن

_ گفتم نه
تهیونگ پیاده شد.
آروم کتش رو درآورد و روی سرم گرفت.
+اصن نیاز نی سوار شی
+قصد بدی نداشتم فقط میخاستم خیس نشی
برای چند ثانیه فقط نگاهش کردم.
همه می‌گفتن اون پسر مغرور و بی‌احساسیه...
پس چرا این‌قدر حواسش به من بود؟
...
چند روز بعد...
دیگه نمی‌شد انکارش کرد.
هر جا می‌رفتم، تهیونگ جلوم سبز میشد
مزاحمم میشد
و همش بهم میگفت خانوم خوشگله یا کوچولو
ولی ولی
خیلی حواسش بهم بود
...
یه شب روی پشت‌بوم دانشگاه پیداش کردم.
_ هوی کیم تهیونگ یه سوال دارم ازت
+بفرما کوچولو بپرس
_چرا انقدر بهم اهمیت میدی
تهیونگ چند ثانیه سکوت کرد.
+واضحه که ازت خوشم میاد
_اها ولی من بدم میاد
+انقدر با ما بد نباش خانوم خوشگله گناه دارم
_عالیه
+بله شما خیلی عالیی
_لاس میزنی؟؟
+اجازه ندارم؟؟
_نه نداری
+دوستت دارم خانوم خوشگله
_شما غلط کردی
+از این حرفت مطمعنی؟
که توی چشمام نگاه کرد و نزدیکم شد در حدی که یه انگشت بین ما فاصله بود
+عاشقتم هی وون
_ا ا ت م
لکنت گرفاه بودم و قلبم مثل گنجشک میزد
+جانم؟
_چ چ چی میگی
+حقیقتو
+دیدی توهم ازم خوشت میاد
باد بینمون پیچید.
_ واقعی هستی کیم تهیونگ؟
+پس دارم شوخی میکنم؟
_ولی خب تو مگه منو میشناسیم؟
+استاکت میکردم
_استاکک؟؟؟
+خیلی دوستت دارم هی وون
قلبم داشت از سینم میزد بیرون حس جدیدی درونم شکل گرفته بود
+دوستم داشته باش هی وون
_نمیخام
+پسر خوبی میشم
_نمیخامم
+اون پسری که دوسداری میشم
_بهش فکر میکنم
محکم بغلم کرد
_چ چیکار میکنی
+اخیشش خستگیم در رفت
با خودم میگفتم یعنی اون جدی عاشقمه یا داره باهام شوخی میکنه
کل سال دانشگاه تهیونگ دنبالم بود و تهش شد دوست پسرم
دیدگاه ها (۱۴)

تک پارتی با وایب اکانتاتونhttps://wisgoon.com/j-j-j-j-89عصر ...

تک پارتی با وایب اکانتاتونhttps://wisgoon.com/monalis29-hsسا...

love in the dark

میز داخل اوتاقم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط