{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Crown~

Crown~

P34

کوپر:اینطور بنظر میرسه
جونز:به هرحال حالا که باهم اشنا شدین ما میریم
دیار با یه تعظیم کوتاه به کوپر روش رو برگردوندن و به همراه جونز ازونجا خارج شدن

جونز:به حرفای کوپر هیجوقت گوش نده، ازوناس که هیچکیو غیرخودش قبول نداره
دیار:اره با همون نگاه اول متوجه شدم
جونز:چطور
دیار:خب مشخص بود، قبل اینکه ما وارد بشیم داشت یه کارمند رو بابت استین کثیف روپوشش دعوا میکرد درحالی که روپوش خودش سه تا دکمه نخ کش شده و گوشه ی جیب پاره و یقه کثیف داشت
جونز:چشم و گوشات خیلی تیزن
دیار:باید اینطوری باشه که تو شرکت دووم بیارم
جونز:درسته

باهم به سمت اسانسور رفتن و جونز طبقه ۳۰ رو فشار داد، اخرین طبقه، اتاق رئیس، اتاق خونی
جایی که دیار نیاز داشت نزدیکش باشه تا بتونه تا جایی که میتونه نزدیک شکارش بمونه
دیدگاه ها (۰)

رمان تهیونگ

P13بعد کریسمس اولین روزش بود که به مدرسه و کمپانی میرفت،درطو...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۹ویو لیا:از پله‌ها رفتم بالا ...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁴(چه‌رین+)(تهیونگ–)(ی...

شینپی (پارت ۳۲)

دفترچه خاطرات💫Part:⁷لیزا:ولت کنم من تازه گرفتم...بچها شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط