{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

FALLEN ECHOES

FALLEN ECHOES

Part 3

صبح روز مرخص شدن هیونجین از بیمارستان، آسمان ابری بود.

هوای خنک از پنجره نیمه‌باز اتاق وارد می‌شد و پرده سفید را آرام تکان می‌داد.

هیونجین کنار پنجره ایستاده بود و به خیابان نگاه می‌کرد.

همه چیز برایش غریبه به نظر می‌رسید.

شهر را می‌شناخت، اما انگار هیچ خاطره‌ای از آن نداشت.

صدای در باعث شد برگردد.

فیلیکس وارد اتاق شد.

یک لباس مرتب و کت مشکی پوشیده بود.

لبخند کوچکی روی لب‌هایش بود، اما خستگی در چشم‌هایش دیده می‌شد.

چند هفته بود که تقریباً هر روز به بیمارستان می‌آمد.

«آماده‌ای؟»

هیونجین چند ثانیه نگاهش کرد.

«فکر کنم.»

پرستار آخرین مدارک ترخیص را آورد و بعد از چند دقیقه هر دو از بیمارستان خارج شدند.

در تمام مسیر، سکوت میانشان جریان داشت.

اما سکوت آزاردهنده‌ای نبود.

هیونجین چند بار از گوشه چشم به فیلیکس نگاه کرد.

هر بار حس عجیبی پیدا می‌کرد.

انگار باید چیزی را به یاد می‌آورد.

انگار قبلاً هزاران بار کنار او نشسته بود.

وقتی ماشین مقابل عمارت بزرگ خانواده هوانگ توقف کرد، هیونجین ناخودآگاه نفسش را حبس کرد.

ساختمان عظیم و باشکوه بود.

اما هیچ حسی از آشنایی در او ایجاد نمی‌کرد.

درهای آهنی باز شدند.

کارمندان خانه با احترام به استقبالش آمدند.

اما نگاه بعضی از آن‌ها عجیب بود.

انگار خوشحال بودند که او برگشته...

و هم‌زمان از چیزی می‌ترسیدند.

در طبقه دوم، وقتی وارد اتاقش شد، برای لحظه‌ای خشکش زد.

روی دیوارها تابلوهای نقاشی گران‌قیمت آویزان بودند.

قفسه‌ها پر از کتاب بودند.

و روی میز، قاب عکسی قرار داشت که رو به پایین گذاشته شده بود.

هیونجین آرام قاب را برداشت.

اما عکس داخل آن نبود.

کسی آن را بیرون آورده بود.

او اخم کرد.

چرا باید یک قاب خالی روی میز باشد؟

پشت در اتاق، فیلیکس بی‌صدا ایستاده بود.

نگاهش روی قاب خالی ماند.

او خوب می‌دانست چه عکسی آنجا بوده است.

عکسی که هیونجین سال‌ها پیش با لبخند از خودش و فیلیکس گرفته بود.

عکسی که بعد از حادثه ناپدید شده بود.

اما فیلیکس چیزی نگفت.

فقط به آرامی نگاهش را پایین انداخت.


......(ادامه دارد)








چون خیلی از این رمان گذشته بود و من بهتون پارت نداده بودم تصمیم گرفتم بهتون پارت بدم بانوها و اینکه دوشنبه پارت ۱ از my sexy toy رو میزارم خوشگلام و یه چیز دیگه my crazy killer رو هم تازه ازش پارت دادم پس فعلا نمیزارم چون اصلا هنوز هیچی ننوشتم ولی قول میدم زود بزارم چون امتحانام یکشنبه تموم میشه🎀😭

(((میدونم این پارت افتضاح شده😭🤧)))











#Hyunjin
دیدگاه ها (۱۲)

جواب ناشناس🤧🎀🎀ناشناس رو دیگه پاک میکنم🫠اگر بازم ناشناس خواست...

ببینید چی پیدا کردمممممم😭😭😭😭هیونلیکسمینسونگسونگبینچانگینخداا...

بین دو دنیاp3

#FALLEN.ECHOESPart 1باران شدیدی می‌بارید.قطرات باران با شدت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط