{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

اینجا بدون تو من و این چشمهای تر
در چنگ این زمانه ی بی رحمِ بی پدر !
در لحظه های زندگی ام گیر کرده ایم
بیچاره، دل سپرده، سراسیمه، در به در
مانده ست در کشاکش احساس و سرنوشت
روحی اسیر در تب یک جنگ بی ثمر
تنهایی ام گرفته در آغوش خود مرا
بر روی تخت بی کسی افتاده ام دمر
در پرسه های گیج قلم مو به روی بوم 
در شعرهای بی سر و ته تا خودِ سحر
هر شب به کوچه های خیالت روانه ام   
هر صبح جمع می کندم دست رفتگر
هی می روم به خاطره ها ی قدیممان 
تا جان بگیرد این دل دیوانه، مختص
از چشمهای شب زده ام خواب رفته است
«دست مرا بگیر و به خواب خودت ببر»
دیدگاه ها (۰)

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

به نظرم پاییز دختریست با موهای گیس شده؛ که روی آن را با گل س...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

عاشقانه های شبنم

پارت ۲۱ :

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

#pain#P¹⁰⁹#Season²برای تهیونگ سوال شد که چرا صورتش رو نکشیده...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~انگشت اشاره اش رو آروم سمتش دراز کر...

part47. . چند ساعت آینده همشون مشغول شنا کردن بودن و چندباری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط