در من
در من
دوباره
کسی مرده.
بیصدا.
بیمراسم.
آیا مرا
سراغ داری؟
من
همانم
که با نگاهت
جان میگرفت.
حالا
جایی در سینهام
خالیست
که نام تو
در آن میتپید.
اینبار
خودم
مُردم—
آن سادهدلی
که فکر میکرد
ماندن
کافیست.
تو
چیزی نفهمیدی؛
مرگهای درونی
صدا ندارند.
و من
هنوز
راه میروم.
آیا مرا
سراغ داری
در این نیمهجانِ
ایستاده؟
.
.
.
.
کسی که در من نبود🌙
دوباره
کسی مرده.
بیصدا.
بیمراسم.
آیا مرا
سراغ داری؟
من
همانم
که با نگاهت
جان میگرفت.
حالا
جایی در سینهام
خالیست
که نام تو
در آن میتپید.
اینبار
خودم
مُردم—
آن سادهدلی
که فکر میکرد
ماندن
کافیست.
تو
چیزی نفهمیدی؛
مرگهای درونی
صدا ندارند.
و من
هنوز
راه میروم.
آیا مرا
سراغ داری
در این نیمهجانِ
ایستاده؟
.
.
.
.
کسی که در من نبود🌙
- ۲.۵k
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط