{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو
#Part_2
·
·
·
دبیرستانو که تموم کرد ، به پدر و مادرش گفت : " می‌خوام برم کره ، برای تحصیل . "

همونجا بود که دعواها شروع شد.!

پدرش اولش باور نکرد . فکر کرد شوخیه..
می‌گفت : " تو می‌خوای بری کره؟ تنها؟! "

" آره بابا.. "

" چرا؟ اینجا چی کم داری!؟؟ "

" هیچی کم ندارم ؛ ولی اونجا چیزایی هست که من می‌خوام.. "

" مثلاً چی؟ "

ا/ت نتونست جواب بده..

چطور می‌تونست توضیح بده که یه حس تو دلش هست.. یه کشش..
یه چیزی که نمی‌تونست اسمش رو بذاره..

چطور می‌تونست بگه که وقتی به کره فکر می‌کنه ، قلبش تندتر می‌زنه..

" فقط می‌دونم که باید برم.. نمی‌تونم بمونم "

مادرش گریه کرد..
پدرش داد زد.. : " تو دختر مایی.. ما پیر شدیم و تو می‌خوای ما رو تنها بذاری بری یه جای غریب؟! "

آروم فقط می‌گفت : " شما رو تنها نمی‌ذارم.. میام می‌بینمتون.. زنگ می‌زنم! "

پدرش با اعتراض گفت : " با چی می‌خوای بری؟! پول داری؟؟! "

مصمم گفت : " بورس می‌گیرم.! "

پدرش خندید ؛ یه خنده‌ی تلخ..

" بورس؟! تو فکر می‌کنی انقدر راحته؟؟ "

ا/ت جواب نداد.. فقط رفت تو اتاقش و درو بست .

از اون روز به بعد ، خونه انگار مثل میدون‌جنگ شده بود!

پدرش یا سکوت می‌کرد یا داد می‌زد .

مادرش یا گریه می‌کرد یا التماس .

ا/ت هم بین این‌دو داشت له می‌شد .

ولی ول نکرد..!
·
·
·
دیدگاه ها (۰)

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_3···شبا تا دیروقت بیدار می‌موند و بر...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_1···ا/ت.. هیچوقت یادش نمیاد که کِی ف...

•• معرفی فیک جدید : #سکـوت‌من_آهـنگ‌تو•• شخصیت‌های‌اصلی :ا/...

نام: قراردادِ نفرتPart:1صدای برخورد چنگال با بشقاب، تنها صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط