رمان رویای من

رمان رویای من 🦇🦉

رمان رویای من 🦇🦉

فصل دوم

پارت ۱

به پارت عادی پارت ۱۰۱

مامان، باشه دختر قشنگم مواظب خودت باش

دیانا، باشه مامانی خدافظ

مامان،خدافظ دختر خوبم

دیانا، خوب حله اوکی شد

ارسلان، خوب خوبه دیگه فردا میریم خرید

دیانا، با ارنجم زدم تو کمرش

ارسلان، آخ

دیانا، چی شد ای بابا

ارسلان، میزنی بعد میگی چی شد

دیانا، نامرد مگه من چقدر زور دارم اخه

ارسلان، هیچی

دیانا، ارسلان

ارسلان، جونم

دیانا، اوه تازه فهمیدم باباش دو ساعته به من داره نگه میکنه با چشمام به ارسلان اشاره کردم

ارسلان، بابا که مارو تو اون وضع دید قهقه بلندی زد و گفت

حمید، من میرم اتاق شما دوتا راحت باشی

دیانا، وای از خجالت آب شدم
دیدگاه ها (۳)

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

صلح با بوسه ای روی لبم از خواب بیدار شدم...وقتی چشمم رو باز ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۲ *سانیار*سانیار : بابا‌؟ تو همچی...

چند پارتی

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

دیو و دلبر پارت ۱۹ عقب کشیدم و پامو سمت زن عمو زیور کشیدم دس...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط