really love
really love
part³⁵
و به بچه ها ملحق شدیم
جنی:قانون اینه،نباید اصلا باهم حتی حرف بزنید و ما دخترا و پسرا جداییم
جیمین:باشه همو نمیخورن که(خنده)
با حرف جیمین همه زدیم زیر خنده
سوار ماشین جونگکوک شدم..توی راه بودیم که تهیونگ از پشت شیشهیماشین داد زد
تهیونگ:مستر جئون یه کورسمون نشه؟
+قبوله مستر کیم
و شروع به مسابقه کردن..واقعا حال داد!
بعد ۲۰ مین رسیدیم
پیش دخترا نشستم..هر حرفی داشتم رو میگفتم..بعد دو ساعت رفتیم پیش پسرا ولی من با ۱۰ متر فاصله از کوک نشستم
نامجون:خب..یه سری صحبت ها هستش که تا قبل ازدواج میخوام بهتون بگم..اول اینکه لیلی،ما مهلت کمی برای این کامبک داریم برای همین بیشتر اوقات کوک خونه نمیاد و برای خدمتکار من یه نفر رو پیدا کردم که...
-نیازی به خدمتکار نیست من یه چیزی گفتم شماها چرا جدی میگیرین؟(خنده) و درکتون میکنم مشکلی نیست اگه کوک نیاد خونه من پیش دخترا میمونم ولی برای تور؟
جین:بعضی وقتا دخترا روهم با خودمون میبریم به هر حال تهیونگ هم یه نفرو داده(پورخند)
رزی:یاااااااا تهیونگ بدون من دووم میاره
-ولی من نمیتونم بدون شوهریم دووم بیارم(خنده*)
همه زدیم زیر خنده..اونشب تا دیروقت خندیدیم و بعدش رفتیم خونه
لباسامو عوض کردم..سرمو روی بالشت گذاشتم و به خواب عمیقی فرو رفتم
صبح با جیغ و داد های جنی بیدار شدم
جنی:اون عروسی داره ما مثل خر ساعت ۵صبح پاشدیم،دختر بلند شو برو شوهر کن بدوووووو(جیغ)
سریع از جام پا شدم..بعد رفتن به سرویس بهداشتی و... لباس پوشیدم
با پسرا رفتیم سمت سالن..بعد رسیدن به مکان از هم خداحافظی کردیم
وارد اتاقمون شدیم،بزرگ بود
اول قرار شد ناخونامونو درست کنیم..لیسا کل مدت فیلم میگرفت و مسخره بازی در میاورد..بعد کاشت ناخون که حدودا دو ساعت وقتمونو گرفت،یکم دلقک بازی در اوردیم که مطمئنم صدامون به گوش پسرا رسیده
جنی:لیلی وایسا میخوام ازت عکس بگیرم بفرستم برای کوک
سریع دستامو جلوی صورتم گزاشتم..جنی همون عکسو برا کوک فرستاد و زیرش نوشت "عروس خجالتی!"
میکاپ آرتیست کارشو شروع کرد..اول روتین پوشتی بعد میکاپ
الان ساعت یک بعد از ظهر شده بود..کارمون تموم شد...
--------------------------------
ادامه دارد...
اسلاید دو:عکسی که جنی از لیلی گرفت😂👍🏻
part³⁵
و به بچه ها ملحق شدیم
جنی:قانون اینه،نباید اصلا باهم حتی حرف بزنید و ما دخترا و پسرا جداییم
جیمین:باشه همو نمیخورن که(خنده)
با حرف جیمین همه زدیم زیر خنده
سوار ماشین جونگکوک شدم..توی راه بودیم که تهیونگ از پشت شیشهیماشین داد زد
تهیونگ:مستر جئون یه کورسمون نشه؟
+قبوله مستر کیم
و شروع به مسابقه کردن..واقعا حال داد!
بعد ۲۰ مین رسیدیم
پیش دخترا نشستم..هر حرفی داشتم رو میگفتم..بعد دو ساعت رفتیم پیش پسرا ولی من با ۱۰ متر فاصله از کوک نشستم
نامجون:خب..یه سری صحبت ها هستش که تا قبل ازدواج میخوام بهتون بگم..اول اینکه لیلی،ما مهلت کمی برای این کامبک داریم برای همین بیشتر اوقات کوک خونه نمیاد و برای خدمتکار من یه نفر رو پیدا کردم که...
-نیازی به خدمتکار نیست من یه چیزی گفتم شماها چرا جدی میگیرین؟(خنده) و درکتون میکنم مشکلی نیست اگه کوک نیاد خونه من پیش دخترا میمونم ولی برای تور؟
جین:بعضی وقتا دخترا روهم با خودمون میبریم به هر حال تهیونگ هم یه نفرو داده(پورخند)
رزی:یاااااااا تهیونگ بدون من دووم میاره
-ولی من نمیتونم بدون شوهریم دووم بیارم(خنده*)
همه زدیم زیر خنده..اونشب تا دیروقت خندیدیم و بعدش رفتیم خونه
لباسامو عوض کردم..سرمو روی بالشت گذاشتم و به خواب عمیقی فرو رفتم
صبح با جیغ و داد های جنی بیدار شدم
جنی:اون عروسی داره ما مثل خر ساعت ۵صبح پاشدیم،دختر بلند شو برو شوهر کن بدوووووو(جیغ)
سریع از جام پا شدم..بعد رفتن به سرویس بهداشتی و... لباس پوشیدم
با پسرا رفتیم سمت سالن..بعد رسیدن به مکان از هم خداحافظی کردیم
وارد اتاقمون شدیم،بزرگ بود
اول قرار شد ناخونامونو درست کنیم..لیسا کل مدت فیلم میگرفت و مسخره بازی در میاورد..بعد کاشت ناخون که حدودا دو ساعت وقتمونو گرفت،یکم دلقک بازی در اوردیم که مطمئنم صدامون به گوش پسرا رسیده
جنی:لیلی وایسا میخوام ازت عکس بگیرم بفرستم برای کوک
سریع دستامو جلوی صورتم گزاشتم..جنی همون عکسو برا کوک فرستاد و زیرش نوشت "عروس خجالتی!"
میکاپ آرتیست کارشو شروع کرد..اول روتین پوشتی بعد میکاپ
الان ساعت یک بعد از ظهر شده بود..کارمون تموم شد...
--------------------------------
ادامه دارد...
اسلاید دو:عکسی که جنی از لیلی گرفت😂👍🏻
- ۲۹۸
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط