{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مقدمه

صدای قطرات شدید باران که بر شیشه ی ماشین الی میکوبید،تنها صدایی بود که سکوت سنگین شب را میشکست نور چراغ های ماشین جاده ی خیس و خالی را به سختی روشن میکرد الی با ان چشم های کنجکاوش که معمولا دنیایی از اعداد و ارقام را جست و جو میکردند امروز در هر گوشه ی تاریک جاده تصویری غیر منتظره میدید سفر به ویلای جنگلی قرار بود استراحتی باشد فراری کوتاه از کار سنگین و هیاهوی نیویورک و جلسات بی وقفه شرکت اما انگار جاده برنامه های دیگری برایش داشت

بنظرتون چه اتفاقی میوفته ؟ ایا الی تصادف میکنه یا اتفاق دیگری براش میوفته؟ نظراتتون با ارزشه حتما به اشتراک بذارید منتظر لایک هاتون هستم !🍒

#فیکشن#کوک#فیک#فیک_کوک#بنگتن#اسمات#بی_تی_اس#مافیا#تهیونگ#جئون#جیمین#دویکند#کوکی
دیدگاه ها (۱۹)

part1

part2

first post

ناگهان جونگکوک احساس کرد خون در رگ‌هایش یخ بست. نقطه‌ی سبز ر...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت¹⁶ | بازگشت از لبه‌ی پرتگاهصدای ش...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 97✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط