مقدمه

مقدمه

صدای قطرات شدید باران که بر شیشه ی ماشین الی میکوبید،تنها صدایی بود که سکوت سنگین شب را میشکست نور چراغ های ماشین جاده ی خیس و خالی را به سختی روشن میکرد الی با ان چشم های کنجکاوش که معمولا دنیایی از اعداد و ارقام را جست و جو میکردند امروز در هر گوشه ی تاریک جاده تصویری غیر منتظره میدید سفر به ویلای جنگلی قرار بود استراحتی باشد فراری کوتاه از کار سنگین و هیاهوی نیویورک و جلسات بی وقفه شرکت اما انگار جاده برنامه های دیگری برایش داشت

بنظرتون چه اتفاقی میوفته ؟ ایا الی تصادف میکنه یا اتفاق دیگری براش میوفته؟ نظراتتون با ارزشه حتما به اشتراک بذارید منتظر لایک هاتون هستم !🍒

#فیکشن#کوک#فیک#فیک_کوک#بنگتن#اسمات#بی_تی_اس#مافیا#تهیونگ#جئون#جیمین#دویکند#کوکی
دیدگاه ها (۲۲)

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

پارت ۱

الماس من پارت ۱۱ ماشینهای پشتی اونها رو تعقیب کرد. بارون شرو...

سایه_افتن_پارت_اول

ناگهان جونگکوک احساس کرد خون در رگ‌هایش یخ بست. نقطه‌ی سبز ر...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. نفس‌نفس‌زنان بی‌...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت¹⁶ | بازگشت از لبه‌ی پرتگاهصدای ش...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 97✦....................

« امن ترین خطر »پارت : ۱ صدای بارون بی‌وقفه روی سقف ماشین می...

اکیپ تاشاجاک باهم رفتن فوتبال بازی کنن⚽️🥅فقط شریف که میگه فو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط