{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوستالژی دهه شصتیها با اجرای دهه نودیها

اردوگاه پر شده بود از خبرنگاران خارجی. بچه‌ها مجبور بودند در حضور افسران بعثی مصاحبه کنند ...
میکروفون را گرفتند جلوی یکی از اسرا. افسر بعثی پرسید:
_ پسر جان اسمت چیه؟
_ عباس

_ اسم پدرت چیه ؟
_ کل عباس (کربلایی عباس)

اهل کجایی ؟
_ بندر عباس

_ کجا اسیر شدی ؟
_ دشت عباس

😠 افسر بعثی که متوجه شد پسر او را دست انداخته، با لگد به ساق پایش کوبید و داد زد:

_ دروغ می‌گی !

اسیرِ جوان در حالی که خنده‌اش گرفته بود گفت :

_ نه به حضرت عباس! 😂

#داستانک #دفاع_مقدس #نوستالژی
#ایران #جوان
دیدگاه ها (۰)

#طـنز_جبـههاردوگاه پر شده بود از خبرنگاران خارجےبچه ها مجبور...

#طنز شهیدانهـ 🌹 🍃 اردوگاه پر شده بود از خبرنگاران خارجےبچه ه...

خاطره خواندنی و جالب یکی از اسرا ! وقتی اسیر شدیم از همه رسا...

جوک و لطیفه های دوران جنگ وقتی اسیر شدیم از همه رسانه ها آم...

#خاطرات_طنز#مصاحبه_باعباسمعمول بود که هر از گاهی خبرنگاران ر...

بالاخره نوبت به او رسید«شر گردان»، بچه ها خوب او را می شناخت...

شهدا شرمنده ایم عبدالرشید عبدالباطن بازپرس و بازرس ویژه گا...

یک استکان طراوت گل های تازه دم

💙🍂🍊صبح از راه رسیدبا بوی باران و برگ‌های خیسو پاییزآرام‌ آرا...

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆https://wisgoon.com/ss...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط