{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پارت۸

#پارت۸
ات: خب الان دیگه وقتشه هم تو به خواستت برسی و هم من
کانگ: برو سر اصل مطلب
ات: مگه نمیخواستی همسر جئون جونگ کوک که قبلا نامزدت بود رو بازم برگردونی؟
کانگ: الانم میخوام
ات : منم میخوام جونگ کوک رو عذاب بدم.....
پس اگه میخوایم اینارو به دست بیاریم باید باهم متحد بشیم.
کانگ: احیانا نقشه ای داری؟
نقشم رو با تردید بهش گفتم.
کانگ: قبوله
ات: فقط کافیه بهم دروغ بگی....
کانگ: برای رسیدن به هانا هر کاری میکنم حتی اگه اون همکاری با توعه
ات: 😑
دستاشو باز کردم و رفتیم برای اماده شدن به نقشه
ات: خب قدم اول.... دزدیدن هانا
پشت یه دیوار وایساده بودیم و منتظر بودیم که هانا از اونجا رد بشه
کانگ: من مطمعن بشم که با خشونت باهاش رفتار نمیکنی؟
ات: نه مطمعن نشو
کانگ: ببین کاری نکن همینجا تنهات بزا....
ات: اوففف اوکی اوکی..... باورم نمیشه یه روزی مجبور شدم از یکی کمک بخوام
به کانگ گفتم بره ماشینو آماده کنه و با دیدن اون دختر که با هزار عشوه داشت از کنار دیوار رد میشد با یه حمله بیهوشش کردم و به کانگ اشاره کردم که ماشینو بیاره نزدیک تر
کانگ: قرار نبود اینجوری بیهوشش کنی
ات: همینی که هست من با نرم ترین حد ممکن این کارو کردم
کانگ: معلومه
کانگ: خب الان قراره چی کار کنیم؟
ات: حالا باید شماره جئون جونگ کوک رو پیدا کنم که اینم کار آسونیه
کانگ: من چند تا هکر سراغ دا...
ات: وقتی داداش خودم هست نیازی به اون اوسکولای تو نیست
کانگ:.....
رفتیم عمارت خودم و به تهیونگ همه چیزو گفتیم
تقریبا نیم ساعت بود که به صندلی که تهیونگ نشسته بود و پشت کامپیوتر داشت یه کارایی میکرد تکیه داده بودم و کانگ هم داشت تو اتاق رژه میرفت.
ات: بتمرگ بشین یه جایی دیگه بسه
کانگ بی صدا رفت و نشست رو تخت تهیونگ
یواش یواش داشت چشام سنگین میشد که با صدای تهیونگ به خودم اومدم.
تهیونگ : نونا بیا پیدا کردم
ات: بلاخره....
بدون وقف رفتم و به اون شماره پیام دادم که فردا شب بیاد به جایی که میگم
چند دقیقه بعد جواب داد: میام کاری به کارش نداشته باشین.
ات: هه( خنده عصبی)
ات: معلوم نیست چقدر دوستش داره که جونشو به خطر انداخت
*فردا*
ات:......
#repost #new_post #jungkook #bts #namjoon #jimin #j_hope #suga #taehyung #jk #jin #bunny #namkook #taekook #jikook #explore #جونگکوک #بی_تی_اس #جیمین #تهیونگ #جین #نامجون #تهکوک #نامکوک #شوگا #جیهوپ #پست_جدید #ریلیز @jin.hoo_18
دیدگاه ها (۷)

😂😂😂

#پارت۹*فردا*کانگ: همه چی رو به راهه دیگه؟ ات: اره کانگ: حالا...

#پارت۷تهیونگ: اها...... اوممممم نونا.... اول خودت بگو( خنده ...

اوکی... 🤣

شب تولدم پارت 16ات: باشه ویو جونگ کوک: با ات رفتیم سرم گرفتی...

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

شب تولدم پارت 42فصل دوم پارت 13و با یه تیر تو مغزش تموم کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط