{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادمه وقتی بچه بودم،همه از من بدشون میومد،و همه مسخرم میک

یادمه وقتی بچه بودم،همه از من بدشون میومد،و همه مسخرم میکردن،حالا یکی میپرسه چرا با کسایی که حس خوب بهت نمیدن میچرخی؟
چون نمیخوام درد من تو بچگی رو تحمل کنن،نباید مثل من سختی بکشن،نمیخوام سختی بکشن،حقشون نیست،حالا چرا به خودم نمیگم؟...
دیدگاه ها (۴)

مربی موتور سوار

می‌دونم شاید نتوانید کمکم کنید ولی بهتون نیاز دارم ماجرای هم...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 152♡⁠。⁠)⁩نلي : ...

برده عمارت جئون

پارت ۴ وییوی جیسونگ:وارد خونه شدم خونه ای که فکر میکردم یه ر...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:27یونگی:باید ببریمش بیما...

رمان دخت من

part : 43chapter : 2× با اون پسره ی عوضی میرقصی آره ؟ من امش...

خودکار ابری

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط